30 ژانویه ی 1948

بنگ…..

بنگ…..

بنگ……

ps: نه تعصبی دارم، نه تاسفی، نه احساسی… فقط یه هفته س رو مخمه این تاریخ..

Advertisements
Comments
13 Responses to “30 ژانویه ی 1948”
  1. فیل سوف می‌گوید:

    خب!
    چه خوبه که درگیر تاریخ ها می شی. من کلا از بعد زمان فاصله گرفتم …!!!
    فک کنم باید به این مورد هم حسادت کنم.

  2. محسن می‌گوید:

    گاندی…

  3. جمشید می‌گوید:

    توی wikipedia اولین خط معرفی Nathuram Godse نوشته :
    او کسی بود که Mahatma Gandhi را ترور کرد.

  4. علی می‌گوید:

    زندگي من ، ‌پيام من است…
    رهبری يعنی اين: بدون ريختن یه قطره خون…

  5. jairanpilehvari می‌گوید:

    نه نه.. تو این مورد من باید (گویا بالاخره) حسادت کنم !!
    من درگیرش نشدم این منو ول نمی کنه !!!!
    باور کن من از 3شنبه که تصاادفا اینو خوندم هی تو سرم می چرخه که 30 ژانویه 1948 !!!
    به سیستم عصبیم نفوذ کرده انگار 😦

  6. jairanpilehvari می‌گوید:

    علی: راس گفتی..

  7. محسن می‌گوید:

    برای علی:
    تحلیلِ گاندی در شرایطِ مشخص خودش و ظرف زمانی و مکانی اش پاسخ گو و درخور به نظر میاد… بدونِ یک قطره خون نباید هدف باشه.
    کما اینکه در جنبشِ کنونی سبز، بدونِ خشونت بودن خاستگاه اش همون خاستگاهِ عدم خشونتِ گاندی نیست… خاستگاه اِش دست نخورده باقی گذاشتنِ مساله ی طبقاته…

  8. حمید می‌گوید:

    کاشکی بتونی بجای بر داشتن مطالب دیگران بتونی خودت بنویسی
    شاید هم سواد نوشتن رو نداری من این جوری برداشت میکنم
    ولی اگه نمیتونی خوب وب لاگ میخوای چه کار مگه هر کاری هرکی کرد باید تو هم بکنی فکر کنم آدم ضعیف و نفسی هستی

  9. jairanpilehvari می‌گوید:

    اشتباه فک می کنی 😀

    یه بار دیگه وبلاگو با دقت نگا کن اگه خجالت نکشیدی یه کامنت بزار جوابت رو میدم گلم

  10. الهام خانوم می‌گوید:

    یه چیزی بگمو برم!:D
    جی جی یه دونه ای!یه دونه بود،اونم توییی!:D

  11. ضندگی می‌گوید:

    کدوم تاریخ منظورته؟

  12. jairanpilehvari می‌گوید:

    خوب 30 ژانویه ی 1948 خوب !!!!
    تو یه کتاب داستان هندی خوندم رفت رو مخم کل کتاب از دستم در رفت چسبیدم به ترور گاندی 🙂
    هنوز هم خوب نمی دونم گاندی خوردنی بوده یا پوشیدنی !!!
    فقط فهمیدم هی روزه می گرفته n روزه و اینکه با سه تا تیر مریده شده 😐
    طفلک…

  13. noiselesspider می‌گوید:

    تاریخ نه تعصب می خواد، نه تاسف، نه احساس… تاریخ فقط یه مخ می خواد که بیاد روش رژه بره…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: