زمزمه ات

دستِ مرا بگیر.. که می لرزم از عطش          دور تنم بپیچ.. که بی تاب می شوم

داد از شبی که باز، هوایِ تو با من است        پس کی به رویِ سینه ی تو خواب می شوم؟

سهمِ من از تو خاطره ی بی تو بودن است     که نقب می زند به زوایای پیکرم

تنهایی مرا تو جدا کن به بودنت                 یک لحظه سایه باش به پهنای بسترم

تو پاسخِ تمامِ نفس های بودنی..                 انگار نبضِ لحظه تو را نام برده بود

دیشب دوباره زمزمه کردم تو را ولی            نجوای گریه هام..، به دیوار خورده بود.

آخر کنارِ خاطره ات خاک می شوم             روی خرابه های من آباد می شوی؟

روی صدای من غمِ تنهاییِ من است            من بغضِ حسرتم، تو بگو شاد می شوی

من لحظه لحظه می شکنم زیرِ ضربه هات     اما نشسته ام که دلم باز..، گیرِ توست

فردا دوباره پیشِ تو می لرزد آینه                انگار قلبِ آینه ها هم اسیرِ توست

روی هراسِ من خطِ آسودگی بکش             بگذار با نگاهِ تو چشمم سفر کند..

زخمِ دلم بدون تو خون چکه می کند           نگذار مهربانی ات از من گذر کند

انگار دست های تو با من غریبه اند              دور تنم بپیچ.. .که بی تاب می شوم،

وای از شبی که باز هوای تو  با من است        تو نیستی و گریه کنان خواب می شوم..

Advertisements
Comments
11 Responses to “زمزمه ات”
  1. علی می‌گوید:

    عاشقانه هم می بينم که می سرايي… چه کنيم اما که چهره آبی ات پيدا نيست آی عشق.

  2. محسن می‌گوید:

    داشتیم می رفتیم کافه با بچه ها، که این رو توی ماشین خوندی… آهنگِ خوندن اِت یادمه
    =============================
    جیران:
    هنوز چیزی از من یادت هست محسن؟؟؟؟
    امروز.. نیمه های آذر 89.. یه سال گذشت از اون کافه و اون شعر…

  3. noiselesspider می‌گوید:

    وای خیلی قشنگ بود…
    داد از شبی که باز، هوایِ تو با من است
    پس کی به رویِ سینه ی تو خواب می شوم؟

  4. آیوانویچ می‌گوید:

    سهمِ من از تو خاطره ی بی تو بودن است

    هی اینو برای خودم تکرار می کنم، الجرنون!

  5. لیلا می‌گوید:

    😦 che ghamgin jairan…to bayad hamishe shadio raghs koniiiiiiiiiii :(( ama kheili ghashang bud:*:*:*:l

    ta bude hamin bude….l
    =================================================================

    جیران:
    خوب عشق غمگینش خوشمزه تره !!1

  6. سحر می‌گوید:

    چرا دیگه شعر نمی نویسی جیران همه وبلاگتو دیدم فقط همین؟ چی شدی دوست؟ مثل همیشه خودتی و همه حرفتو قشنگتر از همه میزنی ولی یادت میاد؟
    =================================================================
    جیران:
    ای بابا سحر.. حال و هوا نیست.. نیست..
    تو یادته؟؟؟

  7. maryam می‌گوید:

    jeiraan haal kardam kheili vaght bud delam az in shera mikhast,hamash maah bud beyte akharesh ghashangtarin kheili delam gunjul shod,,,,
    =============================================================
    جیران:
    چاکریم 🙂

  8. محمد حسین نجفی می‌گوید:

    رویای تو یه خلوتِ سرده ..
    بی آینه شمعدون و بدون ِ تور!
    اینه تمام سهم ِ من از عشق !
    عادت به ابعاد ِ کم ِ یک گور
    ببخشید که دیر سر زدمتو سبک خودش شعر جالبی بود مرسی از دعوتت

    ff
    ===============================================================
    جیران:
    سر زدن مهم نیس.. مرسی.. خودت کجایی؟؟ چرا آپ نمیشی؟؟

  9. nafisse می‌گوید:

    مرسي !!! تو شعر هم ميگي؟! قشنگ بود.

  10. آشِنا می‌گوید:

    زیبا بود
    درود بر شما
    ===========================
    جیران:
    چه سرعت عملی 🙂
    ممنون…

  11. محمود می‌گوید:

    من میسپارم سرم را به روی سینه ام آنجا که آرامش میابد این غمه آتش زبانه ام
    من قرض داده ام دلم را به تو شاید گمش کنی شاید فراموش کنی شای عوض با دلی
    من عاشق دل دادن و شکسته شدن شدم
    این را ببین برترک دلم محمود
    ========================
    جیران:
    ممنون…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: