بحران نیترات…

دوباره در سرفصلِ خبرهای هفته ی پیش خواندیم که نیتراتِ آبِ مناطقیِ از تهران، به خصوص حوالی یافت آباد و منطقه ی 17 بالاست. دوباره.. چرا که بحرانِ نیتراتِ آبِ تهران در پاییز 88 هم به شکل خفیف تری روی داده بود و آنچه آن موقع بالاتر رفتنِ سطحِ نیتراتِ آبِ تهرانِ از حدِ استاندارد … به خواندن ادامه دهید

:)

A grave is a place where the dead are laid to await the coming of the medical student. Ambrose Bierce

کارنامه (ساناز)

نمی­خوام شعار بدم ولی چرا این احساسِ همواره خوب بودن رهامون نمیکنه؟! نپرسید چرا بدون مقدمه رفتم سر اصل مطلب؟! دلیل دارم؛ چون دلم می­خواد!!! چون حوصله ندارم براتون آسمون ریسمون ببافم که رشته ی کلامم بیاد دستتون. چون سر رشته دستِ هممون هست! حداقل یک بار در عمر پربارمون! تجربه ی یه کارمند رو … به خواندن ادامه دهید

اقتصاد گاوی

-اقتصاد گاوی : دو تا گاو ماده دارين … يكيش رو میفروشين و يه گاو نر میخرين … به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد میكنه … پول براتون همينطور سرازير میشه و میتونين به بازنشستگی و استراحت بپردازين … -اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارين …اونها رو میپرستين … به خواندن ادامه دهید

” آيا ميان آن همه اتفاق من از سرِ اتفاق زنده‌ام هنوز!؟” (سید علی صالحی)

«تمام تقصير ما عبور از پشته‌ی پلی بود که نمی‌دانستيم آن سوی ساحلش دريا نيست» . ps: «هی همین دلِ بی قرار من ری را..» pss: «هی همین دلِ بی قرار من ری را…..»

گزارشِ یک حادثه ی کار:

ايمنيِ بهداشتِ حرفه اي حوادثِ کار برای تهیه ی گزارشِ مواردِ حوادثِ کار این سوال ها را مطرح می کند (1)؛ 1-چه اتفاقی افتاده است؟ 2-چرا اتفاق افتاده است؟ 3-چگونه می توان از حادثه ی مشابه پیشگیری کرد؟ 1- سیف الله ده ساله در موتورسازی کار می کند و تمامِ پشت دستش با مواد و … به خواندن ادامه دهید

چیزی شبیه زمزمه ی نه هنوز هم..

تن هزارپاره و من و سقوطِ غم زده اگر تو و اگر من و تو و شروطِ غم زده تو و نگاهِ پر هوس به سرخیِ درختِ سیب من و صدای جغدها، من و بلوطِ غم زده… چه تشنه ناقه ی دلم دریده شد به بی کسی که صالحِ تو رفت و مانده قومِ لوطِ … به خواندن ادامه دهید

بعضی لحظه ها..

…. پشت دفتر داشتم مثه قحطی زده ها (1) لقمه های تخم مرغ/ گوجه فرنگی (2) رو می بلعیدم که یکی از بچه ها (3) اومد و گفت بیا دو تا از بچه ها (4) کارت دارن. رفتم بیرون با دلخوری، نسرین و زهره بودن (5)، بهشون غر زدم که بی معرفتین و منِ بیچاره … به خواندن ادامه دهید

…………….

«تنها مدارا می کنیم . . دنیا عجب جایی شده . . . . . . . . . . . . . . . . . » . . اینو نوشتم.. بعد یهو  اینو یافتم: اثرات نگاه مطمئنم (یعنی  امیدوارم) که یه شوخی بزرگه ولی بازم حس می کنم به شعور پزشکیم توهین شده … به خواندن ادامه دهید