گزارشِ یک حادثه ی کار:

ايمنيِ بهداشتِ حرفه اي حوادثِ کار برای تهیه ی گزارشِ مواردِ حوادثِ کار این سوال ها را مطرح می کند (1)؛

1-چه اتفاقی افتاده است؟

2-چرا اتفاق افتاده است؟

3-چگونه می توان از حادثه ی مشابه پیشگیری کرد؟

1- سیف الله ده ساله در موتورسازی کار می کند و تمامِ پشت دستش با مواد و بخاراتِ شیمیاییِ زاده ی محیطِ کارش سوخته است.

2- چرا که کارفرماها برای کاهشِ هزینه های تولید علاوه بر کاهشِ دستمزدِ کارگران، برخی هزینه ها را کاهش می دهند. یکی از این هزینه ها که اگر کاهش پیدا کند در تولید و روندِ فعلیِ تولید نقشی ندارد، هزینه ی بهداشت و ایمنیِ نیروی کار است. چرا که به دلیل امکانِ جایگزینیِ آسانِ نیروی کار، جان و سلامتی کارگر ِفعلا در حال کار برای کارفرمایان ارزشی ندارد و قانون و دستگاه اجرایی ذیربط هم با سهل انگاریِ کارفرمایان در امور مربوط به بهداشت و ایمنیِ کارگران برخوردی نمی کند. ایمنی و بهداشتِ کار در کارگاه هایی که کودکِ کار در آنها کار می کند (زیر 25 نفر)،  به برکتِ آیین نامه ی سلیقه ای و مبهم (2) به نحوِ بارزی کاهش یافته است. اگر چه گویا قرار نیست اصولا قوانینِ کار به نفعِ کارگران باشد و در مهم ترین و حیاتی ترین زمینه های مربوط به منافعِ کارگران سکوت کرده و یا به نفعِ آنان نیست و اگر هم در زمینه ای اشاره ای کرده است آنچنان مبهم ،تفسیر پذیر و پر از بند و تبصره است که هرگونه برداشت وتفسیر  ممکن به نفعِ کارفرمایان را ممکن می کند. گذشته از این، اصولا به یمنِ قانونِ کار (3)،  کودکِ کار وجود خارجی ندارد، مثلا هیچ یک از تولید کنندگانِ ابزارآلاتِ ایمنیِ کار، تجهیزات ایمنیِ لازم برای کارگرِ کودکی را که وجودِ خارجی ندارد!! تولید نمی کنند. چرا که دستکشِ کاری برای دست های کوچکی که طبق قانون نمی تواند در این سن جز در حالِ مداد به دست گرفتن باشد (4) طراحی نشده است.

3- سیف الله یک کودکِ افغانی ست. و «برای ساماندهیِ کودکان کار، حتما کودک باید کدِ ملی داشته باشد. به همین دلیل هم  برای کودکان افاغنه ساماندهی منظم و برنامه ریزی دقیق وجود ندارد.» (5) پس دلیلی برای پیشگیری وجود ندارد. به همین سادگی…

پایان گزارش.

خنده ام می گیرد….

(1) سعید عسگری؛ کارشناس بهداشت حرفه ای وبازرس كار سازمان کار وامور اجتماعی استان مرکزی

(2) ماده‌ 2 آیین نامه ی کمیته ی حفاظت فنی و بهداشتِ کار: كارگاه‌هايي كه داراي ۲۵ نفر كارگر باشند، كارفرما مكلف است كميته‌اي به نام كميته حفاظت فني و بهداشت كار در كارگاه .. تشكيل دهد. ولی.. ماده‌ ۳: در كارگاه‌هايي كه كمتر از ۲۵ نفر كارگر دارند و نوع كار آنها ايجاب نمايد با نظر مشترك و هماهنگ بازرس كار و كارشناس بهداشت حرفه‌اي محل، كارفرما مكلف به تشكيل كميته مذكور خواهد بود.

(3) ماده 79 قانون کار: به کار گماردن افراد کمتر از 15سال تمام ممنوع است.

(4)  ماده 2 قانون تامين وسايل و امكانات تحصيل اطفال و جوانان ايراني: در هر محل كه بر اساس قانون آموزش و پرورش عمومي اجباري و مجاني مصوب 6/5/1332و اصلاحي آن مصوب 29 خرداد ماه 1350 موجبات تحصيل مراحل تعليمات ابتدايي و راهنمائي كه اجباري و مجاني است فر اهم و اعلام شده باشد پدر يا مادر يا سرپرست قانوني كودك كه وظيفه نگاهداري و تربيت كودك بر عهده او مي باشد موظف است نسبت به ثبت نام و فراهم كردن موجبات تحصيل كودك تحت سرپرستي خود اقدام كند.

(5) نقل قول از ظاهر رستمی؛ رییس سازمان بهزیستی استان تهران، خبرگزاری برنا

جیران پیله وری

Advertisements
Comments
8 Responses to “گزارشِ یک حادثه ی کار:”
  1. شورشی می‌گوید:

    وقتی دریک سیستم همه چیزبرپایه سودوسرمایه است پس هیچ تضمینی وجودنداردکه سرمایه داران زالوصفت برای کسب سودبیشترازجان کارگران هم مایه نذارن حال چه ایرانی وچه افغانی مهم فقط ارزش افزوده ای که کارگرتولیدمیکنه.راستی درجواب سئوالت من شب زنده دارمو سحرخیز!!!
    ولی چراگفته بودی همشری؟؟؟؟؟؟؟؟
    ===============================================
    جیران:
    بله بله…
    اوکی.. از نژاد خودمونی 🙂
    نمی دونم.. همین جوری.. این از اون کلمه هاییه که دوس دارم و میشه گفت…

  2. نیما حسن بیگی می‌گوید:

    چی بگم من که حیرونم !!!

    راستی خانم دکتر لطفا یه سر به من بزنین ، خوشحال می شم .

  3. ghazi می‌گوید:

    BEBINAM TO RAHE BEHTARI BARAY NAZAR DADAN NADARI YA SHAYAD HAM BALAD NISTI VA FAGHAT MIKHAHI OGHDEHA VA KAMBODATO AZ TARIGH VEBE DIGRAN ERZA KONI TOY IN HAME KESANI KE NAZAR MIDAN TO MESLE KESANI HASTI KE DAR BALA GOFTAM ZEMNAN VEB BIKHODI DARI VA ENTEGHAD MANO BE ONVANE Y ZAN BEPAZIR VA AZ ABE GELALOD MAHI NAGIR
    ================================================================
    جیران:
    کاش همون اول می نوشتی مژگان. من فقط فکر کردم اشتباه شده…
    نیست نوشته بودی به عنوان یک زن و من مطمئن بودم کسی که می نویسه مرده فقط فکر کردم اشتباه شده…
    ببخش.. اوکی… به هر حال هرچی خواستی بار ما کردی الکی الکی 🙂

  4. آیوانویچ می‌گوید:

    یادمه بم که بودیم من و مامان می گفتیم اینجا دو سه هاه پیش یه زلزله ی ژئولوژیکی اومده اما کمش هزار ساله که داره دائم زلزله ی اجتماعی سیاسی می آد…
    =============================================
    جیران:
    گود وان !!!

  5. سعيده می‌گوید:

    اوه! چه مي شود گفت جيران!

  6. ثمین(نوا) می‌گوید:

    سلام ممنون که به وبلاگ من اومدی و نظرتو گفتی من به خاطر اینترنت فایر فاکسم نمی تونستم تو وبلاگت نظر بدم چون باید زودتر از اینا به خاطر نظرات تشکر می کردم
    =================================================
    جیران:
    🙂

  7. مريم بهرامي می‌گوید:

    مرسي جيران جان.اين گزارش و تو بولتن جمعيت خونده بودم

  8. نیما حسن بیگی می‌گوید:

    چرا مجال نظر نیست خانم دکتر ؟!!!
    وقتی کار تدوین فیلمم تموم شد برای اولین اکرانش خبرتون می کنم . اون موقع باید حتما حتما نظر بدین .
    ==========================================
    حتما 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: