سلام سلام..

آقا من در حد چند دقیقه دارم چیز میز می نویسم و باید زود برم و اصلا فرصت نکردم این چن روز به کسی سر بزنم و پشیمونم و اینا 🙂

شایدم سر زدم و پس پشیمون نیستم 🙂

انی وی من نمرده ام 🙂

هرچند عین این آدم افه ی کلاس ها هی اومدم و کامنتامو جواب دادم 🙂

الان مغزم نمی کشه نه شعر بنویسم نه مقاله نه راجع به کودک کار چیزی 🙂 کودک کار این چند وقته مغز منو بسیار بسیار کشته 🙂 انقدر این روزا کار تو جمعیت زیاده که من دارم مرده میشم 🙂

مشکل زمان نیست.. مشکل مغزه که کم میاره 🙂

خلاصه بر می گردم. حتما !!!!

Advertisements
Comments
9 Responses to “سلام سلام..”
  1. سپهر می‌گوید:

    سلام
    خیلی دلم برای جمعیت هوایی شده. من نمیتونم بیام تهران وگرنه حتما یه سر می زدم اونجا. امیدوارم به همه اونجا خوش بگذره. کلی کار تو جمعیت!:-(
    ========================================
    جیران:
    آخی.. غصه نخور…. ولی خوب تابستونه آدم اینور اونور میره دیگه پاشو بیا پاشو بیا…

  2. فیل سوف می‌گوید:

    کاملا از لبخندهای عصبیت مشخصه داغونی!! البته محض کور کردن چشم دشمنان باید عرض کنم تو این شلوغ پلوغی اوضات اومدی و به من سر زدی و تازه کامنتم نوشتی!!! :D:D

    :فیل سوف بدجنس:
    ===========================================
    جیران:
    فدات شم و قربونت برم که منو می فهمی 🙂
    بقیه نخونده بگیرن : خوب آخه یه دونه فیلسوف که بیشتر نداریم 🙂

  3. الف.ح می‌گوید:

    والا!

  4. نيما حسن بيگي می‌گوید:

    سلام سلام خانم دكتر .
    مطمئن بودم سرتون خيلي شلوغه و فرصت كم ، چون هميشه شما جز اولين نفرها بودين كه براي مطالب جديدم نظر مي دادين ولي اين دفعه … !!!
    بي خيال ،‌ سرتون خلوت شده داستانمو بخونين . نظرات شما رو دوست دارم .
    ====================================================
    جیران:
    سلام عزیز.. اتفاقا اومدم داستانتو خوندم ولی چون باید حتما دوباره می خوندم و دقیق نظر می دادم و یه کم طولانی بود نشد 🙂 خیلی بدو بدو بودم 🙂
    فدات شم عزیز شرمنده…. امشب میام حرفه ای دوباره می خونم 🙂

  5. مهرزاد قاضی می‌گوید:

    ارامشمو گم کردم پیدا کرم بازم میام
    ====================================
    جیران:
    ……………..

  6. مدام از خودت مي بخشي به اين و ان
    گاهي دلم مي خواهد خود خواه باشي
    تا ببينم وقتي خودت نيستي شبيه كه مي شوي؟!؟

    دوست دارم.
    =========================================
    جیران:
    نه دیگه اینجوریام نیست 🙂
    اگه خودم نباشم که فقط یه شبیهم 😦 که هیشکی نیست 🙂
    مرسی عزیزکم…… با خیلی بوس گنده :*
    رمز ندارم رمز ندارم 😦 😦

  7. شورشی می‌گوید:

    ببخشیدجیران جان من دقیقامتوجه نشدم مخاطب این کامنت آخری که تووبم گذاشتی دقیقاکیه؟اگه میشه یه راهنمای بکن چون اگه بامنی بذاربخودم بیام ویه تکونی بخودم بدم چون بقول خودت هراسمی بارخودش وداره وچقدبده صرفاواسه ارضاعقده های فروخفتمون ازش مث یه ابزارووسیله برای سرپوش گذاشتن روشون استفاده کنیم چون چه خوبه اگه شخص موردی داره اززبون رفیق خودش بشنوه.

    بدرود رفیق
    ===========================================
    نه عزیز تو چرا؟؟؟؟؟؟
    تو که تکلیفت معلومه!! منظورم به هر کسیه که هنوز تکلیف خودش با خودش دقیق معلوم نیستو فقط اسم عوض می کنه !! (تو وبلاگ خودشم بهش گفتم!!)

  8. پيـ ـــ‌ ـ ـ‌ـ ـ ــــــله می‌گوید:

    خیلی وقت پیش
    حدودا میشه سال 1370
    متوجه منظورم شدی؟؟
    ================================
    جیران:
    آره یادش بخیر.. !!!

  9. ضندگی می‌گوید:

    واقعا از خنده هات معلوم بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: