از بغض عابد..

من با شادی برگشتم از سفر و الان تمام غمی که میشه داشته باشم رو دارم…

انقدر به هم ریخته م که حتی نرفتم جمعیت.. و این از من عجیبه.. کسایی که می شناسن منو می دونن.. واقعا از من عجیبه..

از دیشب که خداحافظی کردیم و از صبح که می دونم دیگه رفته بغضی باهامه که داره بدجور سینه مو فشار میده.. دلم می خواد در و دیوار رو گاز بزنم.. انگار در و دیوار داره منو می خوره.. انگار دیگه همه چی قهوه ای شده…. می خوام همه چیز رو قهوه ای بنویسم ولی گفت تو ارغوانی باش… حتی نمیشه با ماتم نوشت…

نمی دونم..

فقط می خوام بشینم گریه کنم و نمیشه…

فقط می خوام بشینم گریه کنم و نمیشه…

بچه ها دم دستم نیستن.. نمی دونم الان فقط با کی گریه کنم..

از صبح تو خونه نشستم و به غربت یه سال که قراره تو  حجم های سیمانی و آهنی بگذره فکر می کنم… و دلم تنگ میشه…. دلم تنگ میشه…

بغضم انقدره که حتی نمی تونم گله کنم و فحش بدم از این گنداب و لجنی که توشیم.. از این کثافت کاریا و از هیچی….

نمی تونم هیچ حسی رو نشون بدم به جز یه اندوهِ ناب.. به جز ناباوری.. به جز گریه ای که تو گلومه و حتی الان میلی به دریدن ندارم.. به برخواستن.. به جنگیدن.. اونجور که خودش گفت…

هیچی..

فقط می خوام بشینم و گریه کنم…

نمی خوام بگم که کاش بخوابم و پاشم و ببینم که این یه سال گذشته… نمی خوام این یه سال بگذره…. نمی خوام این جور بگذره

می دونم که خودش می تونه، می دونم که خودش زندگی می کنه تو این حجم های سیمانی و آهنی……. من نمی تونم، من زندگی نمی کنم از فکر اون حجم های سیمانی و آهنی…

دلم گرفته و نمی خوام حرف بزنم… ولی وقتی دلم گرفته، فقط می تونم حرف بزنم، فقط می خوام دلم نگیره و نمی خوام حرف بزنم…

لعنت..

ps: در پی مصادره ی سند خانه عابد دیشب به اراک رفت تا امروز صبح بره زندون و چون خبری ازش نیست دیگه یعنی تموم شد. همین.

Advertisements
Comments
15 Responses to “از بغض عابد..”
  1. شکیبا می‌گوید:

    امیدوارم زودتر اوضاع روحی ت بهتر بشه 🙂

  2. شکیبا می‌گوید:

    چه کار خوبی دارین می کنین جیران جون . » دفاع از کودکان کار » ..
    =========================================
    .جیران:
    فدات شم عزیز… مرسی 🙂

  3. eterafat می‌گوید:

    لعنت به این سگای اطلاعاتی که به خونه ی آدم هم رحم نمیکنن
    عابد سختیای زیادی کشیده ومن مطمئنم هنوز مثه سابق سرسخت و مقاوم و عاشق و مبارز هست
    مثه همون موقعه که زندان بود
    مثه همون موقعه که از تحصیل محرومش کردند
    مثه همون موقعه که بهش گفتن تو یک عامل صهیونیستی هستی ….
    هنوز بهش اعتقاد دارم و میدونم اینها هیچ اهمیتی براش نداره و همچنان به مبارزش ادامه میده
    عابد هم مثه فرزاد مردی مبارز و عاشق هست
    به قول یکی از رفقا اگه این آقایون فاشیست فرزندان خلق ایران را بدون هیچ گونه مدرکی به زندان و بعد به قتلگاه می فرستند مطمئن باشند که خلق محروم ایران انتقامش رو خواهند گرفت.
    و این سگای تربیت شده ی اطلاعات مثه سعید امامی قاتل ( که حتی به خودشون هم رحم نمکنن) روزی از عرش به فرش خواهند آمد و به خفت و نکبت تن به مردن خواهند داد
    لعنت به هر چی مزدوره
    لعنت به هر چی سگه
    هزاران لعنت به عل…خا…
    لععععععععععععننننننننتتتتتتتتتتتتتتتتتتت………………

  4. eterafat می‌گوید:

    (تقدیم به عابد توانچه)
    آزاده ای،

    آزاده ای

    در روح و جان آزاده ای!

    با پیکر پر شور خویش،

    در قامت رقصان خود

    لبریز عشق،

    پیمانه ای، پیمانه ای!

    …….
    آری چو گل

    افسانه ای،

    افسانه ای!

    درد و غمت بر جان من،

    بر قلب من

    بر روح من!

    ……….

    زانو شدم در عشق تو

    آزاده ای

    آزاده ای

  5. eterafat می‌گوید:

    ببخشید رفیق ما وبلاگ شما رو تبدیل به محلی برای ابراز احساساتمون کردیم راستی غمگین نباش چند روز دیگه دلتنگیات فراموش میشه و تو هم به عادی بودن شرایط اعتراف میکنی راستی قاب جدید هم مبارک
    خیلی زیباست
    صمیمانه ترین درود ها به شما رفیق دلتنگ و غمگین
    ===============================================
    جیران:
    وقتی من ابراز احساسات می کنم چرا شما نکنین که همه از خودمین و فرقی هم نداره….
    فقط امید دارم به یه روز که هیچ کدوممون غمگین و دلتنگ نباشیم.. الان که هنوز دارم این رو می نویسم چشام می جوشه.. شاید یه روز دیگه…
    نه.. نه.. نمی خوام اینا هیچ وقت عادی بشه…
    مرسی از محبتت رفیق.. و مرسی از شعر قشنگی که نوشتی 🙂

  6. الف.ح می‌گوید:

    دیگه عادت دارم به یکی در میون خوشحال و غمگین بودن پستات که البته زیاد هم عجیب نیست که زندگی هممون یکی در میون غمگین و خوشحاله که امان از این یکی در میون بودن این زندگی لعنتی.
    من نمیدونم داستان این دوستتون چیه ولی اگه درست فهمیده باشم … وقتی که به قول شاملو «کشتار، تقدس و زهد است» پس «زندان، باغ آزاده مردم است»

    می بینم که شمال میرین و آره و اینا. بعدشم مینالی که چه بلاهایی سرتون اومده و نمی دونی که ما در این برهوت کف کردگانیم و به قطرۀ ناقصی باران هم راضی
    اصلن میگن: عشق شمال به راهشه. شمال یعنی نرسیدن. نشنیدی مگه تو؟
    بازم به قول شاملو: باری دل در این برهوت دیگرگونه چشم اندازی می طلبد

    کشته مردۀ این قالب و فرم عوض کردنتم. اونم این یکی رمانتیییییییییییک
    ==========================================
    جیران:
    یووو…..
    بار خوبه شما هستین که من شاد شم 🙂 دیدی که خودت.. منِ بیچاره تا میام شادی کنم بدبخت و غمگین میشم 😐
    گفتم یه کن شاد و شنگول کنم قیافه ی وبلاگو از ماتم در بیام.. خوبه که دوست داشتی..
    کلی شعرای خوشگلِ شاملو رو برام نوشتی.. دمت گرم :*

  7. leila می‌گوید:

    بغض….بغض……
    😦
    سخته این بیرون بودن وقتی دوستای ادم اون تو محبوسن
    میفهممت جیران
    تلخ میگزره این روزا……
    =================================
    جیران:
    هی لیلا…

  8. نادر می‌گوید:

    zereshk!
    ===================================
    جیران:
    چاکریم 🙂

  9. بهتر که شدی برگرد ..
    امان از این هوا ..
    این نفسهای مشترک ..
    =====================================
    جیران:
    برمیگردم حتماو این بار خبر میدم..

  10. سید حامد احمدی می‌گوید:

    چه بگویم وقتی (((((بهترین ها))))) را گفته اند؟

  11. میترا می‌گوید:

    سلام جیران.
    من فقط فهمیدم که ناراحتی و گرفته.چراشو ولی نفهمیدم.نفهمیدم کی رفته.
    غمتو نبینم دوست گلم. ولی ناراحتی تو زندگی روزمره ی هممون گریز ناپذیره. همه گرفتارش میشیم چه بخوایم چه نخوایم.
    محکم باش دوست من.
    قالبت خوشگله.مبارکت باشه.
    ==========================================
    جیران:
    مرسی عزیز.. پایین که پیوست کرده بودم عزیزک 🙂
    عابد چهارشنبه رفت زندان به امید این که خونه شونو که مصادره کرده بودن پس بدن.. اگه بیشتر خواستی بدونی یه سرچ کن عابد توانچه خبرش رو حتما پیدا می کنی 🙂

  12. کودک فهیم1 می‌گوید:

    سلام علیکم جیران خانوم
    شرمنده میباشیم که نیامده میبودیم چند وقت آخر خودمان هم به زور توی وبلاگ خودمان میبودیم!!
    ممنون که تشریف می آورید ما دلمان می خواهد شما را لینک بنماییم و می نماییم آیا شما هم دوست میدارید ما را لینک بنمایید؟
    راستی مطلبهاتان خیلی خوب میباشند ها کلی فهیمانه میباشند!!!
    خوشحال میباشیم!
    ==============================================
    جیران:
    سلامیکم فهیم جان ممنون که شما هی تشریف میاورید باز دم شما گرم شما یه کوچول بیشتر از کودک فهیم 2 سر می زنید 🙂
    من هم همین الان شما رو لینک کردم 🙂
    مطلب های شما هم جدا خیلی خوبه تومنی صنار با بقیه ی کودکان فرق داره و خوب البته اونا که فهیم نیستن 🙂

  13. محسن می‌گوید:

    چی بگم؟
    زندگی یه دیگه…کاره دیگه…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: