بحث: کلمه های خاص.. آره یا نه؟؟

چقدر این روزا بحث دارم 🙂

راستش این بحث از اینجا به ذهنم رسید که محسن اومده بود و یه کامنت گذاشته بود برای یکی از بچه ها که مگه اینجا اسمی از هیچ ایسمی اومده که داری از روح لنین و مارکس و اینا حرف می زنی..

خلاصه من به ذهنم رسید که سر این قضیه حرفی بزنم و بزنیم..

همین الان تو ایران کتابای لنین و مارکس و اکثریت نظریه پردازا و رهبرا چاپ میشه و تو دانشگاه ها تدریس. پس مشکلی تو استفاده و صحبت کردن از نظریه های اونا و بحث کردن راجع بهش نیست. کما اینکه من خودم خیلی وقتا اینکار رو می کنم. ولی این یه مسئله ست و اعلام وابستگی و پیرو بودن یک مسئله ی دیگه. به عبارتی برچسب خوردن یا برچسب زدن. که با این مسئله تو کشور ما خیلی خیلی خیلی جدی برخورد میشه.

شاید توی وبلاگی که بدون هیچ شناسه ای از صاحب وبلاگ  نوشته میشه بشه خیلی راحت از خیلی چیزا صحبت کرد و مسلما به همین دلیله که با اسامی مستعار می نویسن این آدما ولی خوب خیلی از  وبلاگا (من جمله وبلاگ خود من!!) با قصد دیگه ای و به شکل دیگه ای نوشته میشن. مثلا من دغدغه های شخصی، کاری و مسائل مربوط به کودکِ کار و اعتراضات خودم رو می نویسم ولی اعتراض به شرایط و وضعیت با ترویج و تبلیغ علنیِ دیگر دیدگاه ها خیلی فرق داره. (مثلا خود من به عنوان کسی که دارم فعالیت رسمی به اسم خودم و جمعیت می کنم هرگز این برخورد رو نخواهم کرد و چنینی نیتی برای وبلاگم ندارم)

و اما نظر من؛ کلا به نظرم اینحرف ها اصلا نه فایده ای داره و نه معنی ای 🙂 میگن دزد نگرفته پادشاهه!! پس اگر کسی  واقعا گرایشی داره به نظریه ای، هیچ سودی از تو بوق و کرنا گفتن نمی بره و نمی کنه هم این کارو که اگر بکنه خیلی نابخردانه ست این جور رو بازی کردن.  و اگه هم که فقط به قصد خودنماییه که شوخیِ خطرناکیه..  به نظر من حاشیه ی امنیتا داره پایین میاد و ….خودتون که می دونین… کلا می خوام  نظر بقیه ی دوستان رو که خیلی ها هم خودشون وبلاگ نویس هستن بدونم 🙂

ps: ساعت 3:30 نصفه شبه و می خوام برم پلوخورش کرفس بخورم با جوجه کباب 🙂 مامانم گرم کرده برام 🙂

Advertisements
Comments
13 Responses to “بحث: کلمه های خاص.. آره یا نه؟؟”
  1. میترا می‌گوید:

    سلام جیران دوران. خوبی عزیزم؟ عشقی بخدا. نظرت حرف نداشت. میدونی الان یه هفته ست مهد تعطیله منم همش تو خونم. سوژه هام کپک زده.
    ولی با پیشنهادت اساسی کیف کردم.حتما انجامش میدم.
    موافقم باهات.حرف زدن از خیلی چیزها که یه نظریه ست فقط یه ژست ناجور میتونه باشه،البته نه همه،هوای وبلاگتو داریا. باریکلا.
    دیروز یه نظر اومد واسه من از یه وبلاگی به اسم هیتلر خداوند صلح و جنگ. رفتم سر زدم داشتم غش میکردم.
    باورم نمیشد هیتلر طرفدار باشه،فکر کن هیتلر…
    ===========================================
    جیران:
    واه واه 😦 من حالم به هم خورد… انقدر از الکی کشتن بدم میاد که حتی اسم هیتلر رو می شنوم کهیر می زنم 😦 آشغال…
    راستش برام وبلاگ مهم نیست خیلی.. دلم می خواد رفقا حواسشون باشه.. الان زمان از دست دادن نیست..

  2. ثمين(نوا) می‌گوید:

    سلام ممنونم كه اومدي اينجا بعد از تيزهوشان نمونه مدرسه ي خوبيه ولي شايد اصلا خوب نيست چون هيچ كدوم از دوستام نيستن
    راستي من تا حالا فكر مي كردم جيران اسم واقعي خودته!
    ==================================
    جیران:
    وای خوب اسم واقعیمه !! جیران پیله وری !!! بقیه رو گفتم نه خودمو که 🙂

  3. میترا می‌گوید:

    جیران خیلی ازت خوشم میاد .چون خیلی رکی.هرچیزی که ناراحتت کنه یا خوشت نیاد میگی و برعکسش هرچیزی هم خوشت بیاد میگی.
    واسه همین همیشه میشه رو نظراتت اساسی حساب کرد.
    دوست میداریم بسیاااااااااار زیاد. به جان خودمان:)
    =============================
    جیران:
    به به 🙂 مرسی عزیز دلم تعریف شدم ذوق کردم 🙂 و آره.. من کلا آدم رکی می باشم 🙂 مردم هم اینطور راحت ترن 🙂

  4. شورشی می‌گوید:

    سلام

    امیدوارم حالتون بهترشده باشه!

    این نظرشخصی شماست ولی من رفقای که بااین ادبیات میان وکامنت میذارن وتحسین میکنم درسته توی وبلاگ شماهیچ اسمی ازایسمهای معمول برده نشده ولی هرکسی باهرگرایشی بیادویه همچین وبلاگی بزنه وازحقوق کودکان واونم کودکان کارگربنویسه قطعا رفقای که گرایشات چپ وسوسیالیستی دارن میان ودرموردکودکان هم طبقه شون نظرمیدن یکی ازرفقایه کامنت جالبی برام گذاشته بودودرجواب یه سئوالم گفته بودکه ماسوسیالیستهاچه علنی فعالیت کنیم وچه مخفی بایه چوب رونده میشیم ویه جوررومون قضاوت میشه!

    امثال منم که به ظاهربااسم مستعارمینویسن ولی اغلب رفقااسم واقعی وحتی شماره تماسمو دارن!وقتی این چیزارومیشنوم یادرفیقم یوسف میفتم که تواداره اطلاعات مریوان وقتی بازجوش ازش سئوال کردتوکمونیستی؟بلندشدوتوچشاش زل زدوبایه صدای که سرشارازافتخاربودگفت:آره من یه کمونیستم توچی هستی که داری منوشکنجه میدی؟

    به نظرم به جای این پست میتونستی یه مطلب بذاری درمورداینکه رفقای عزیزمااینجاجمع نشدیم واسه اینکه هموضایع کنیم باوجودیکه خودتوواقعادوس دارم ولی ببخش باورکن بعضی وقتهارغبت نمیکنم بیام اینجاچون وقتی میام وکامنتهارومیبینم واینکه بعضی ازآقایون روشنفکرفقط میان اینجاومترصداین هستن که یکی یه غلط املائی داشته باشه شایدمچشوبگیرن ویایه چیزی وبس وبیش بگه تابتونن میزان اطلاعات خودشون وبه رخ بکشن من واقعانمیدونم این نوع ادبیات واین افه های روشنفکری بورژوائی که برخی به خودشون میگیرن دیگه ازکجااومده؟

    درضمن نویسنده وبلاگ حق داره که این کامنت ودلیت کنه وتو وبش نذاره!

    ویه چیزدیگه این متن سرشارازغلط املائی وانشائیه لطفاتذکرندیدخودم میدونم!
    ==================================================
    جیران:
    بابا من معمولا اگه حواسم باشه غلط املایی کامنت ها رو تصحیح می کنم اون بار هم چون می خواستم پست کنم کامنت اعترافات رو دیگه چک نکردم 🙂
    خوب.. والا منم موافقم که با افتخار به بازجو بگم آره من فلانم و بهمان تو برو خودتو اصلاح کن بدبخت عقده ای 🙂 اما موافق این نیستم که برم الکی خودمو به گیر افتادن بدم.
    مسئله اینه که آدم باید ببینه که چه کار می کنه و قدر همون رفتار کنه.
    بله.. اگه من اومدم یه پست اصولی و دقیق راجع به این نوشتم که چرا جهان سرمایه داری داره توسعه یافته تر میشه هر روز و علایم و آثارش چیه و تطبیقش بدم به حکومت های فعلی و اون وقت به عنوان یه راهکار سوسیالیسم رو مطرح کنم و نظریات و عقاید مارکس و انگلس رو بیارم و بگم که لنین چه کرد و کجاش خوب بود و کجاش بد و تاریخ کمونیسم رو بررسی کنم و یه راهبرد عالی ارائه کنم ارزش داره. اما اگه یه تابلو دستم بگیرم که روش نوشته من یک مارکسییست لنینیست هستم بیاین منو بگیرین نه تنها ارزش نداره بلکه بی فایده س. الان از نظر من مبارز واقعی کسیه که بدون اینکه خودش و وجودش رو از بین ببره و بسوزونه بتونه کاری انجام بده. و کسی که درست کار می کنهحتما حواسش به حاشیه امنیت خودش هست..
    خوب نظر تو هم این بود دیگه 🙂 و راستی مرسی بهترم 🙂

  5. محسن می‌گوید:

    زیر نویس اِت به کامنتِ شورشی، عمده ی حرف من هست.
    علاوه بر اون این که این لیبل ها و اتیکت ها مطرح خواهند شد جایی و زمانی… اما جایی و زمانی.
    مثلا تقی ممکنه طرفدار ملی-مذهبی ها باشه، ولی تا جایی که نیاز نیست چرا خطِ سیاسی ش رو رو کنه دقیقا؟
    ضمنی که باید گفت وضعیتِ مردم توی کردستان، به سببِ سوابق پیشین شون متفاوته کمی با مناطق دیگه…
    سخن کوتاه این که اصلا مارکس و پوپر و کانت و هگل و شوپنهاور و ننه ی بدبختِ من رو چه به بحث های ساده ی درباره ی بزه کاری؟
    قطعا نقی با متدولوژی مارکسیستی به نتیجه ی الف می رسه. اما دلیل نداره شرت اِش رو در بیاره بچرخونه… این استراتژی یه.
    یا اصغر اقا با متدولوژی کانتی- فیخته ای درباره ی دولت حرف می زنه… اما خُب دلیل نداره هِی به بابای کانت فرو کنه.
    کسی هم که از شورشی غلط املایی می گیره، غلط اضافی کرده… دیگه پیداش نشه این ورا…
    ========================================
    جیران:
    بله 🙂 راستی برو اون مطلبی رو که نوشتی تو وبلاگت (پرسش iای اساسی) بزار تو مقاله ها دیگه 🙂

  6. ثمین(نوا) می‌گوید:

    سلام
    آخ ببخشید شرمنده جدی نگیر
    راستی قالب جدیدت مبارک

  7. شورشی می‌گوید:

    سلام رفیق:
    فکرکنم حرفهامون وزدیم بس دیگه دلیلی نمیبینم زیاد دراینموردبحث کنم واون کامنتی که میخواستی خصوصی بفرستی وهم دلیتش کردم اشکالی که نداره نه؟
    درضمن ممنون ازلطف رفیق محسن واینکه من تااین کامنتو واسه جیران گذاشتم تاالان دوبارقطع ووصل شدم بخصوص که شب جمعه است وسرعت نت دراین جادرمقایسه باجاهای دیگه تقریبا نصفه وچه مکافاتی میکشیم ما!!!
    بس قبول کن زورداره که بیان وازت غلط املائی هم بگیرن اونم نه واقعا ازروحسن نیت بلکه باسونیت وواسه مچ گیری وضایع کردن البته درمورد من نبوده بلکه این اتفاق درهمینجاواسه یکی ازرفقا افتاد که واقعا خیلی بهم برخورد که ما اصلا واسه چی میایم اینجا وقصدونیتمون چیه ؟آیا دغدغه داریم یانه فقط میایم که خودمونو به رخ بکشیم وتمام اعقده هامونو اینجا سر رفیقی که که مثلا من که یه اشتباه تو تایب مرتکب شده خالی کنیم!قبول کن آدم خیلی دلش میگیره!
    تادرودی دیگربدرودرفیق

  8. میترا می‌گوید:

    قالب نو مبارک.
    ایشالله چرخش واست بچرخه.
    ==============================
    جیران:
    بله 🙂 فقط نمی دونم اون صفحه سفیده رو چه کنم.. 🙂

  9. بارباپاپا می‌گوید:

    چون این پست رو نفهمیدم در مورد پست بزهکار نظر میدم 🙂
    راستی رنگ وبلاگت رو عوض کن خواننده کور میشه 😦
    در مورد بزهکار ببین مهم نیست اسمش چیه مثلا بزهکار یا گمراه یا بیمار یا آسیب دیده ی جامعه یا هر کوفتی اگر من به جایی رسیدم که تونستم تعیین کننده باشم طبق الگوهای کشورهای موفق رفتار خواهم کرد مثلا توی کانادا کسی که مواد میفروشه رو دار نمیزنن اما اینجوری هم نیست که بگن برو برا خودت خوش باش و کارایی میکنن که به نظر من جواب میده و انسانی هم هست.
    فعلا که همه چی دست ایناست(جمهوری اسلامی)اما هر موقع دست انسانهایی برخوردار از سلامت عقلی افتاد من پیشنهادم بررسی الگوهای کشورهای دیگه س.
    ==========================================
    جیران:
    🙂
    بله به نظر من هم در کنار تلاش برای حل معضل باید به برخوردهای اصولی و انسانی تر هم فکر کرد..
    ا من تازه این رنگی شدم..
    اوکی عوض می کنم 😦

  10. eterafat می‌گوید:

    سلام به تمامی دوستان و رفقا
    ببخشید من نتونستم بیام و نظرمو بگم
    اول از همه به شورشی عزیز بگم ممنون که این همه به من لطف داری
    و یه تشکر ویژه از آقا محسن که یه تذکر مهم به من داد و من خیلی چیز ها ازشون یاد گرفتم
    چون باید مراقب بود دیگه…
    انگار اینجا شبحی از من وجود داره یعنی فکر میکنم از یک طرف من بودم که بعضی لغات رو بکار بردم ولی از یک طرف هم واقعا بحث به من ربطی نداره ولی من سعی میکنم هر دو وجه رو توضیح بدم
    اولا من واقعا شعور و درک این مسئله رو ندارم که بخوام شرتمو دربیارم و دور سرم بچرخونم و به داشته ها و نداشته هام افتخار کنم تمام کلمات و واژه هایی که تو پست قبلی به کار رفت صرف شوخی بود و بس… و نخواستم به پدر کسی هم فرو کنم….
    آقا محسن من به وبلاگ شما سر زدم و به نوعی با شما و افکار شما آشنا شدم نمیتونم اینو قبول کنم که این حرف از شماست…..
    اگرچه به نظر شما خزعبله و من هم به شوخی اینارو بکار بردم ولی شما چرا وارد ایسم ها نشدید… مگه نه این که مردم نمیتونن از نوع اجتماعی که در اون زندگی میکنن جدا بشند بنابرین بایستی وارد ایسم ها و جامعه شناس ها یی مثل مارکس ،وبر،گئورک زیمل،رابت پارک،دورکیم و حتی زیگموند فروید میشدیم
    اگه قبول دارید بزهکاری مربوط به جوامع هست باید وارد بحث های جامعه شناسی میشدیم پس باید وارد مسئله از خود بیگانگی و بحث های مربوط به جامعه شناسی از دید مارکسیسم میشدیم یعنی وارد شدن به ایسمو مکتبهای مختلف ……..
    یعنی بحث در مورد اینکه آیا جامعه مقصر بزه کاریه؟؟ یا صرفا شخص و فرد که باید محاکمه بشه؟؟؟ آیا جامعه باید مسئول این بزه کاری باشه یا شخص؟؟… وعلت اصلی این بزهکاری ها چیست؟؟
    درسته که هیچ اسمی از هیچ مکتبی برده نشده بود ولی این بحث های کاملا مربوط به جامعه شناسی و ایسم ها میشه…. و باید بیان میشد که فلانی چی میگه و فلانی ضد اونو…
    اما بحث دوم اینکه من کاملا نظرات آقا محسن و قبول دارم این حماقت که مثلا غل و زنجیر به خودت ببندی و تو خیابون را بیفتو داد بزنی آی ملت من …………!!!!
    این حماقت محضه!!!
    ولی یه مطلب مهم این که ما باید در افکار و روش هات روشن باشیم باید استراتژی مشخص داشته باشیمو بر اساس این استراتژی تاکتیک های خاصی بر اساس شرایط انتخاب کنیم به قول معروف ملق در هوا نباشی و طرف باد هم نباشی که نه خودت بفهمی داری چی کار میکنی و نه کسانی که دورو بر تو هستند….
    پس من حماقت نمکنم ولی روشم کاملا روشن….و باید بدونیم داریم چی کار میکنیم و از بر اساس هیجانات و تلقینات کاریو انجام نمیدم…
    بازم ممنون از تمامی دوستان خصوصا آقا محسن که به تازگی باشون آشنا شدم
    امید وارم روزی کنار هم بحث کنیم..
    صمیمانه ترین درود ها به تمامی دوستان عزیز تر از جان
    ===========================================
    جیران:
    بابا انگار به کل متوجه نشدی عزیز… برای کی آدم باید روشن باشه؟؟ و تو از کجا می دونی کی تو چه ایسمیه آخه عزیز؟
    اتفاقا من شخصا عقیده به الکی سر و صدا کردن ندارم 🙂
    بعد هم جدا بزهکاری ربطی به اسم خاصی نداره در حد این مقاله ی یه صفحه ای !!!!
    من راستش خودم با محسن موافقم راجع به اینکه همه چیز رو بناید ربط داد به همه چیز… 🙂
    تو هم موفق باشی 🙂 و اون نقاشیا عالی بود…

  11. eterafat می‌گوید:

    راستی یادمون رفت از جیران تشکر کنم
    بازم از تو تشکر میکنم چون خیلی تو کارت جدی هستی….
    ============================================
    جیران:
    مرسی عزیز دلم !!!!
    :* :*

  12. eterafat می‌گوید:

    من که گفتم اعتقاد ندارم به سرو صدا کردن
    این حماقته!!!

  13. Yasaman می‌گوید:

    این حرفا رو ول کن. شام گرم نصفه شب رو بچسب و جشنواره ی روز یوز رو!. دعوتی خانوم. سری بزن بهم
    ======================================
    جیران:
    به به !!!
    الان میام کارتمو می گیرم 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: