روزای آخر رویاهای پزشکی من شاید…

یکی از همین روزا میرم دانشگاه…

ولی بعد از اینکه تصمیمم رو گرفتم…

8 ساله که دارم پزشکی رو می خونم و واقعا دوستش دارم..  6 ترم رو هم رفته مرخصی گرفتم.. بارها به خاطر غیبتام سر امتحان رام ندادن.. بارها درسی رو به خاطر غیبت صفر شدم که بلد بودم.. ولی وایسادم.. و هیچ وقت با این قضیه که دانشگام قزوینه کنار نیومدم..

بقیه ی بچه های پزشکی رو نمی دونم.. ولی من مثه اونا نیستم… برام خیلی چیزای دیگه مهمه.. کتاب خوندن… کارایی که انجام میدم.. جمعیت… خیلی چیزا که به خاطر پزشکی در قزوین باید کنارشون بزارم ولی نه.. نمی خوام.. هر روز بیمارستان دارم از 7:30 صبح.. با دومین غیبت به راحتی یه کورس رو (یعنی یه ماه رو ) صفر میشم و لحظه به لحظه بیشتر کش پیدا می کنه..

دارم با جدیت فکر می کنم برم دانشگاه انصراف بدم. مدرک معادل بگیرم، یه لیسانس.. و بعد به کار و زندگیم برسم.. انقدرکار دارم که نمی تونم بزارم کنار تا این 3 سال، بعد هم 2 سال طرح، و بعد هم 4 سال تخصص بگذره تا بعد به اونا برسم.

هیچ وقت وقتی به آینده م نگاه می کردم اینکه چی هستم برام مهم نبوده. بلکه این که کی هستم برام ارزش داشته.. اینکه چه جور آدمی هستم و چه کارایی دارم می کنم و این جیران رو در غالب هایی غیر از یه پزشک هم می تونم پیاده کنم..

اوضاع انقدر متغیر و بی ثباته و کار و دغدغه انقدر زیاد تو دنیای من که جایی واسه نزدیک 10 سال معطلی نمی مونه…

نمی دونم..

هنوز دارم بش فکر می کنم ولی فکر کنم تموم شده… فکر کنم دیگه تموم شده…

ps: اون بالا یه برگه باز کردم جدیدا به اسم جمله های روزانه ی من، توش چیزای جالبی که می خونم می نویسم گاهی بخونین بد نیست…

Advertisements
Comments
15 Responses to “روزای آخر رویاهای پزشکی من شاید…”
  1. سلام ای همشهری مقیم مرکز!
    مردن هم برای خودش یه جور زندگیه دیگه!تازه راحت تر و آسوده تر از الانه!
    تعظیم میکنم برات به خاطر تصمیمی که گرفتی!تحسین داره توی روزگاری که همه به فکر مدرک و آینده و خودشونن!
    با اجازه هم من لینکت کردم!
    پایدار بمانی!
    ==========================================
    جیران:
    مرسی عزیز.. فک کنم به هر حمایت و قوت قلب احتیاج دارم 🙂
    منم لینکت می کنم خوب !!! اونجا جای ما هم یه نفسی بکش تو هوای همدان..

  2. ثمین(نوا) می‌گوید:

    سلام
    آپم
    ولی درک می کنم که چی می گی
    ==================================
    جیران:
    بابا چرا نمیشه کامنت گذاشت برات…

  3. شورشی می‌گوید:

    سلام
    منم تقریبا یه تجربه مشابه دارم والانم ازتصمیمی که اون موقع گرفتم اصلا پشیمان نیستم واسه همینم میگم که درکت میکنم شایدم خودت خبرداشته باشی اگرچه یه مقدارسخته توجامعه ای که داشتن مدرک آکادمیک واسه خیلیهاملاکه بتونی همچین تصمیی بگیری من خودم الانم وقتی که خیلی بیکارمیشم ودیگه واقعاهیچ کاری واسه انجام دادان ندارم به سرم میزنه بازم برم درسمو ادامه بدم!!!!!!!
    ولی درهرحالتی جیرانی که من میشناسم بهترین تصمیمو میگیره ولی اینوبدون تو واسه ماتاهمیشه همون رفیق دکتری!!
    ============================================
    جیران:
    بله بله !!!
    خوب خداییش سوادم که با انصراف دادن نمیره بالاخره من کلی چیز بلدم 🙂 مرسی ولی 🙂
    می دونم سخته.. نظرم هم این نیست که درسم رو ادامه ندم ولی یه چیزی که منو اینجور اسیر نکنه.. خیلیا میگن بزار این چند سال بخون بعد.. ولی حقیقت اینه که همین سال ها ارزش داره برای من و نمی تونم بی خیال همه ی لحظه هایی که کنار باید بکشم بشم…
    هی.. ببینم چه می کنم..

  4. مهرداد می‌گوید:

    ظاهرا این سبک زندگی بیماری مسری ِ این روزهاست
    راستی من تو را کی بوسیدم؟!
    تو از من گرفتی یا من از تو!
    ==========================
    جیران:
    چرا لو میدیمون؟!؟!

  5. Yasaman می‌گوید:

    جیران جونم همونجور که گفتی اگه مدرکتم نگیری سوادت که پاک نمی شه.
    فقط یه چیز یادت باشه. ببین برایند کاری که داری انجام می دی خیلی مثبته یا کم مثبته…
    اینم یادت باشه که این یه سال و دوسالی که توی جوونیت داری حساب کتابشو نگه می داری چند درصد از تمام زندگیته؟
    نکنه یه روزی پشت سرتو نگاه کنی بگی اگه اون دو سه سالم صبر می کردم الان از خودم و ماهیت خودم راضی تر بودم
    در عین حالی که ممکنه با ترک دانشگاه، خدا راهی رو جلوی پات بذاره که زندگیتو متحول کنه
    از من می شنوی گوش به زنگ نشانه هایی باش که از طرف خدا برات می رسه
    ==================================
    جیران:
    هی.. جدا همه ی اینا هست دیگه .. البته بگذریم که اون یکی دو سال نیست و هشت نه ساله ها 🙂 راستش ولی خودم هم چن روزه منتظرم یه چیز بشه که تصمیمم رو بالاخره قطعی کنم..!

  6. بارباپاپا می‌گوید:

    سلام
    مرسی که رنگ اینجا رو عوض کردی
    تصمیم سختیه اینجور تصمیم ها بعدها میشه محلی برای سرکوفت خوردن!از خودت خانواده ت دوستات و …
    من یه بار اینکار رو کردم سال سوم دانشگاه بودم اما انصراف دادم چون رشته م رو دوست نداشتم بعد چند سال طول کشید ولی اون رشته ای که دوست داشتم قبول نشدم آخرش هم برگشتم اون قبلی رو چند واحد گذروندم فوق دیپلم گرفتم و اون رشته ای که دوست داشتم رو توی موسسه خوندم و مدرک دانشگاهیش رو ندارم خلاصه الان از نظر موقعیت مالی از همه دوستام خیلی فاصله دارم.و بعضی وقتها سرکوفت میشنوم.البته ناراحت نیستم چون الان تخصصی دارم که دوسش دارم هرچند مدرک دانشگاهی ندارم.
    اما امروز اگر برگردم به اون روزی که انصراف دادم انصراف نمیدم همینجور کج دار و مریز(مریز درسته نه مریض)به درسم ادامه میدم و به زوری مدرکم رو میگیرم بعدش که مدرکم رو گرفتم حالا هرچند چند سالی بیشتر از دیگران طول بکشه!خلاصه بعدش میرم دنبال علاقه هام.
    البته من نمیتونم این نسخه رو برای تو بپیچم چون پزشک شدن خیلی پروسه ی طولانی و طاقت فرسایی هست و کسی که شناخت درستی از موقعیتش داره خود تویی و بس.
    امیدوارم تصمیم درستی بگیری و موفق باشی
    =========================================
    جیران:
    می دونی یه چیز خیلی خوب تو زندگی من وجود داره و اونم اینه که هیچ وقت بر نمی گردم به گذشته که غصه بخورم!! یعنی هرکار کردم و هر چیز که بودم فکر می کنم خوبريا، اگه این کار رو نمی کردم الان اینی که هستم نبودم!! کلا اهل افسوس گذشته رو خوردن نیستم.. واسه همین باید با فمر و دقت بیشتری تصمیمی بگیرم… مشکل اینه که من هنوز هم عاشقونه پزشکی رو دوس دارم ولی بحث اولویت ها و زمانه!! که متاسفانه به اندازه ی کافی ندارم…
    ممنون از اینکه اهمیت دادی عزیز 🙂

  7. میترا می‌گوید:

    سلام جیران.خوبی؟به به ،تو دهات ما درس میخونی که،
    منم باهات موافقم،شدیدا،خیلی زیاد،درس خوندن و مدرک گرفتن الان اجباره واسه خیلی از ماها.یه اجبار به درد نخور،تازه درسم خوندی،کو جایی که بشه ازش استفاده کنی،حالا پزشکی باز یه چیزی،ولی خوب به قول خودت خیلی وقت باید بذاری،
    تحسینت میکنم بخاطر تصمیمت. واسه دلداری نمیگم جیران،واقعا تحسینت میکنم.
    آفرین،شیر جیران…
    ===================================
    جیران:
    چاکریم :*

  8. .:ر ب ی ن(هیتلر):. می‌گوید:

    وا ی بر ملتی که شما دکترش باشید با این طرز حرف زدن
    کمونیست که می گفتن شماهایید ؟
    همتون این جوری حرف میزنید ؟
    شما هر وقت طرز حرف زدن یاد گرفتید و فهمیدید اصول حرف زدن و بحث کردن چیه اون موقع من در خدمتم واسه بحث کردن

  9. ساناز می‌گوید:

    امیدوارم تصمیم درست بگیری و تو موقعیتت تا به حال گیر نکردم ولی از صمیم قلب آرزو دارم تصمیمی که خوشحالت میکنه و امروز و فردا و پس فرداو…! از راضی باشی بگیری. ببببببببببببببببببووووووووووووووووووووووووووووووسسسسسسسسسس. من همیشه دوست دارم خاله جیران
    ==============================================
    جیران:
    فدات شم ساناز جونم..
    خدا رو شکر من آدمی که بعدا غصه بخورم نیستم 🙂 ولی باید با دقت جلو برم هرچند راستش تصمیمم رو گرفتم 🙂

  10. محمد حسین نجفی می‌گوید:

    من فکر می کنم که اشتباه می کنی چون من خودم هم تو این موقعیت بودم الان هم هستم اما یه جور تحمل می کنم چون فکر می کنم ادامه دادنش از رها کردنش بهتره
    البته باز این خودتی که در نهایت تصمیم می گیری اما امیدوارم بعدها پشیمون نشی
    =====================================
    جیران:
    ای وای…
    نمی دونم..
    نمی دونم…

  11. میترا می‌گوید:

    جیران رمزو واست ایمیل میکنم الان.
    ==========================
    جیران:
    مرسی :*

  12. Yasaman می‌گوید:

    بفرمایید جشنواره
    اینم دعوت رسمی. دیگه چی می خوای؟
    پوستر مراسم توی وبلاگ هست

  13. آزاد مرد می‌گوید:

    eshtebah mikonia
    az man goftan bud
    in albert khan mige ke zendegi me3 2charkhe savarie hamishe bayad dar harekat bashi
    hichvaght kam nayar hame mitonand har kari ro anjam bedan be sharte inke be khodeshon etemad dashte bashan
    😀
    omidvaram movafagh bashi
    😀
    =======================================
    جیران:
    ای وای…. من اصلا قصد ندارم از حرکت بمونم.. برعکس.. چون فکر می کنم اینجوری تو رکود می مونم دارم به این قضیه فکر می کنم. می دونی.. هرچی فکر می کنم می بینم طاقت یه زندگی یه بعدی رو واسه چندین سال ندارم. کاش دانشگاهم تهران بود..

  14. شبگرد می‌گوید:

    سلام آبجی جیران
    من تو مرنبه ای نیستم که بخوام چیز یادت بدم
    ولی می خوام بهت بگم به اینفکر کن که همیشه جوون نیستی و جوون نمی مونی
    اگه الان که فرصت داری اگه الان که انرژی اگه الان که می تونی اگه الان که می تونی و می خوای اگه الان که اگه بخوای میتونی انجام بدی
    انجام ندی
    نخوای
    پس دیگه کی؟؟؟؟
    هیچ چیز مثل مطالعه و درس خوندن نیست
    درسته تو جامعه ما مدرک گرایی وجود داره ولی اگه بخوای کسی بشی که حرفت برو داشته باشه
    باید معتبر باشی
    تجربه حرف اول رو میزنه اما اگر تو مسیر علم باشه اثرش دو چندان میشه
    پس فردا حرف تو، حرف خانم دکتر میشه نه دانشجوی انصرافی
    نمی خوام بگم بده ولی اصلا خوب هم نیست
    هیچ وقت به این فکر نکن راهی که شروع کردی وسطش ول کنی
    خودت خواستی و با علاقه اومدی حالا به خاطر مشکلات اون همه علاقه و خواستن رو دور نریز
    درسته یکم سختی این وسط هست ولی جا نزن
    از فشار کارها کم کن تا اروم تر بشی ولی ول نکن
    قانون نیست که فقط به یه چیز بپردازی تو میتونی هرچی رو بخوای :به اندازه ای که میتونی
    درس
    بچه های جمعیت
    ازدواج
    خانواده و
    .
    .
    .
    هیچ منافاتی با هم ندارن
    اون آبجب جبرانی که ما میشناسیم
    قوی تر از این حرفاست
    خداقوت جانانه بهت میگم
    به تو و توانایی های تو
    تو می تونی
    پس منتظر نباش
    آره خودشه….
    =====================================
    جیران:
    نمی دونم سمیه… البته من بی مدرک نمیشم ولی تبدیل میشم به لیسانس…
    باز دارم فکر می کنم.. هنوز نرفتم با اینکه از اول هفته تصمیمم رو گرفته بودم ولی هنوز هم شک تو دلمه..
    ببینیم چی میشه..

  15. Maryam می‌گوید:

    درکت می کنم … زیاد … قضیه ی من خیلی فرق داره اما خب آخرش ختم می شه به ی جایی همین جاها …
    فقط هر تصمیمی می گیری یک طوری تصمیم بگیر که هرچی بود بعدش پشیمون نشی
    =================================
    جیران:
    فکر نکنم پشیمون بشم.. شایدم گاهی بشم ولی عیب نداره.. مهم اینه که راضی باشم..
    چرا نظر نمیشه داد برات 😦
    کلی حرص خوردم 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: