روز جهانی کودک (جبار احمدی)

جبار  احمدی/ 16 ساله

از مددجوهای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان:


زمین می چرخد و روزِ من فرا می رسد. روزی که من تاریخِ آن را نمی دانم. روزی که همه ی کودکانِ دنیا منتظرند فرا برسد..

روزی که خیلی ها برایشان مانند هر روز است. روزی که کودکانِ کار آن را نمی فهمند و نمی بینند همانطور که من نمی دانم امروز چندمین روزِ من است. شاید آخری باشد شاید نه، ولی برای خیلی ها این آخرین روزِ جهانی شان است و شاید آخرین روزِ زندگیِ آنهاست

من فقط همین یک روز را دارم. من فقط یک کمی شاد هستم، آن هم در همین روز.. من از کودکانِ کارِ دیگر وضعیتم بهتر است. من امروز فهمیده ام که روزِ من است، ولی آن ها امروز هم در حال کارند… شاید در حالِ کتک خوردن.. شاید منتظرِ مرگ…

آن ها از زندگی هیچ چیز ندیده اند، هنوز باور نکرده اند که انسانند.. هنوز باور نکرده اند که کودکند… امروز لبخندِ تلخ آنها هر لحظه آنها را به مرگ نزدیک تر می کند.

چه کسی می تواند روزهایی را که از دست داده اند برای آنها برگرداند؟

آنهایی که امروز را به نامِ ما زدند از ما شادترند، آنها همیشه می خورند، می خوابند و می خندند. امروز نیز از ما به سودِ خود استفاده خواهند کرد. آنها امروز به ما روحیه می دهند تا فردا بیشتر کار کنیم. نه..؛ آنها نمی توانند، آنها نمی توانند حتی یک ثانیه از کودکیِ ما را که در اوجِ سختی از ما گرفتند پس دهند.

آیا آنها هیچ وقت کودک نبوده اند تا بدانند که کودکی برنگشتنی ست….!؟

ولی من خواهشی دارم، از طرفِ خود و تمامی کودکانِ کار:

کودکیِ ما را که نمی توانید برگردانید، کودکیِ دیگران را از آنها نگیرید

بگذارید دیگر کودکی بیهوده نمیرد..

بگذارید کودکی بدونِ اینکه خود را و دنیا را شناخته باشد از دنیا نرود..

بازی را از کودک نگیرید، آموزش را از او نگیرید.. او را بگذارید زندگی کند

بیایید از امروز شادی را به کودکان بیاموزیم. یک روز برای کودکان کافی نیست.. هر کودکی حق دارد از لحظه ای که به دنیا می آید تا لحظه ای که می میرد زمان برای او باشد و برای خودش باشد..

من، کودکی ام را از دست داده ام ولی هنوز نمرده ام. من تا حالا شادی را نمی شناختم. درد و غم بهترین دوستانِ من بودند.

امروز اولین هدیه ی خود را به من بدهید:

امروز از من و هم نوعِ من طرفداری کنید. امروز نگاهِ خود را انسانی کنید و امروز به من و هم نوعِ من زمان را هدیه کنید. بازی را، درس را هدیه کنید، و من و هم نوعم را از دشمنمان؛ کار، جدا کنید، و امروز به ما زندگی را هدیه کنید..

Advertisements
Comments
7 Responses to “روز جهانی کودک (جبار احمدی)”
  1. چه قشنگ. اینها حرفهایِ خودِ جواد بود؟
    خیلی قشنگ نوشته بود،خیلییییییییییییییییی.
    کاش یه روزی بیاد که دیگه واسه این چیزها اشکمون در نیاد…
    ===========================================
    جیران:
    آره.. جالبه که تا بهش گفتم این هفته رو زجهانی کودکه تو بیست دقیقه اینو نوشت..
    ای بابا.. آره میترا. کاش روزی باشه که دیگه اینا داستان باشه نه حقیقت

  2. میترا می‌گوید:

    اسمش جبار بود اشتباهی نوشتم جواد
    ==============================
    جیران:
    راستش جبار دوس داره بهش بگن جواد!! برای همین من حتی ازت غلط نگرفتم یه لحظه حس کردم می دونی..
    چه جالب!!!!

  3. میترا می‌گوید:

    خیلی ناخودآگاه یهویی نوشتم جواد،
    جیران من اینقدر این نوشته ی پایین وبلاگتو دوست دارم،مردم عقیده ای دارند…
    خیلی قشنگه.
    ==============================
    جیران:
    به به خانوم نویسنده !!! تو نشریه بود من نخوندم اسم شما رو؟
    منم خیلی دوست دارم..
    یه تیکه از مقدمه ی کتاب افسانه یبارانِ ناد رابراهیمیه..
    ولی اون بالای وبلاگم اونجا که نوشتم «اینم افسانه ی باران» متن کاملش هست.. البته اونم خیلی کوتاهه.
    برو بخون 🙂

  4. سحر می‌گوید:

    این آقا جواد گل چند ساله شه ؟ اصلا به نوشتنش نمی خوره که خیلی هم کودک باشه !
    در هر صورت خیلی پر معنا و تاثیر گذار بود !
    ====================================
    جیران:
    جواد 16 سالشه… و جالب اینه که اینو تو یه ربع بیست دقیقه نوشت 🙂
    مرسی عزیزم :*

  5. ثمین(نوا) می‌گوید:

    سلام ممنونم که اومدی ولی خب من از دست زمان دارم دیوونه می شم
    و راستی جواب اون سوال آخر:
    نه!
    من یه نوجوانم نه کودک!
    یه نوجوون بیچاره
    ============================
    جیران:
    نه نه.. این جور نگو گولی.. اصلا هم بیچاره نیستی 😦
    به هر حال از هر شادی ای باید استفاده کرد.. من به خودم هم تبریک گفتم 🙂
    مهم نیس ما کودکیم یا نه.. اگه میشه اینو کرد بهانه که یه تبریکی بگیم به همدیگه.. بذار بگیم 🙂

  6. بارباپاپا می‌گوید:

    به امید فردایی بهتر
    منم از کودکی نوشتم خاطره ای از کودکی و اعدام
    =========================
    جیران:
    😦

    ای بابا….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: