یه چیزی مثه جواب به کامنت های دوستان (حمید هاشمی)

توضیح: اگه کسی نمی دونه اصل قضیه چیه بره مطلب حمید رو بخونه و اینم جوابیه که خود حمید نوشته برای کامنت های انتقادی که براش نوشتن 🙂

با تشکر از جیران عزیزم که این متن رو گذاشت پاسخ های دوستان رو گرفت و به من هم اطلاع داد. باز هم با تشکر از هر کسی که این گزارش رو خونده. کسایی که بلاگ منو دیدن می دونن من به نظرات کاری ندارم ولی این بار چون کار رسانه ایه با خوندن نظرات متوجه شدم فرم برخورد و مطالعه ی متن انتقادی رو برانگیخته از این دست که انگار باید انتقاد می شده. من حرفی ندارم انتقاد کنید. ولی این چه حرفیه؟

گزارش خوب و حرفه ای بود

این گزارش نه خوب بود نه حرفه ای. اولین گزارش منی بود که تا حالا یک دقیقه هم کار روزنامه نگاری نکردم و فقط چون برای نشریه لازم بود رفتم این گزارش رو گرفتم. تو یا گزارش خوب حرفه ای نمی شناسی یا چون می خواهی به ضرورت انتقاد برسی که علی الظاهر عشق وافری هم به آن داری اول لبخندی می زنی تا بعد اخمت کوبنده تر جلوه کند. همشهری رو نشریه ی زرد معرفی می کنی و کارکرد خبرگذاری شونو ارضای حس کنج کاوی می دونی. من نمی خوام از همشهری دفاع کنم ولی مثلا اخبار اقتصادی و ورزشی و سیاسی همشهری رو تو که این قدر دید کل نگرانه و همه چیز دان داری چه جوری محتوای نشریه ی زرد قلم داد می کنی؟ اگر کسی گروهی اصلا ملتی علاقه مند به مثلا نجوم و نسبت به اون کنج کاو باشه نشریات نجوم می شن زرد؟ من فکر می کنم اگر جای تو بودم و می دیدم دو تا پسر مجبورا تن فروشی کنن تا پول دربیارن یک کم به تحلیل وضعیت می رسیدم یا اگر خیلی بی انصاف و سفیه بودم اقلا براشون دل می سوزوندم. ولی تو فقط کنج کاو شدی. ملتی که حاضر نیست فکر کنه دو تا پسر تو این سن با این اوضاع چرا تن فروشی می کنن و بازنمایی واقعیت های تلخ و تیره ی جامعه به ضرورت عارضه یابی نمی رسوندشون خواننده ی مطلب من نیستن. کنج کاوی کدومه؟ چی داری می گی؟ به این که کار من کار بد و زننده ایه و مساله ای رو رو کردم که خیلی حالت قشنگی نداره اشاره می کنی. اینو بهش می گن اخلاقی وگرنه انتخاب موضوع تن فروشی اصلا دست من نبوده که سوگیری اخلاقی داشته باشم یا نداشته باشم. تیتر مطلب بار اخلاقی نداشت؛ جا برای توضیح داشت که می دونی تو نشریه چیزی که کم داریم جاست. البته می تونید همان جا توضیح اون رو هم در آینده ی خیلی نزدیک بخونید. فقط خلاصه بگم اگر با مشی تحلیل مدرن آشنا باشید می دونید که نام گذاری دشمنانه ی پدیده یکی از راه های تقویت اونه مثل گروهی که اولیپو رو راه انداختن و از مقاله های دشمنان شون قبول کردن اسم کارشونو بذارن رمان نو یا شاعرهای اواخر قرن نوزدهم که از دشمنان شون پذیرفتن اسم شون بشه شاعران منحط. تو آدمی هستی که ترجیح می دی اگر می تونی انتقاد کنی انتقاد نکرده نگذری که تبریک می گم انگار موفق بودی. در ضمن من نمی دونستم این همه تو روزنامه کاری استعداد دارم. مرسی از این همه امیدواری ولی برای بار آخر برات تصریح و بهت اخطار می کنم که من نه ژورنالیستم نه حرفه ای و تا امروز این گزارش تنها گزارشی بوده که من گرفته ام. تشخیصتو ببر دکتر.

اما اون که این جریان رو کثیف می بینه باعث می شه فکر بره این جا که اقتصاد این دو بچه، کودکی رو ازشون دریغ کرده، اوضاع زندگی اش از نظر مادی بحرانی شده، خودشون موندن و تنشون و ماشاء الله یه عالمه انسان چشم چران هوس باز به عنوان مشتری، کار کی کثیفه؟ کار کسی که با ندونم کاری و ستم و سوء مدیریت و شل بازی کسی رو به مشقت می اندازه و مجبورش می کنه تنش رو بفروشه یا کار کسی که از سر اجبار به این تنها راه باقی مونده عمل می کنه؟ کثیف… آخه یعنی چی کثیف؟

اما اون شاهکاری که با منطق اقتضای هگل طرف شده و می گه چرا همه چیز به همه چیز ربط داره لازمه اینو بدونه که ما یه چهره ی بد داریم یه عمل کرد بد. هر گروهی به این ها نیاز داره. تو به اذعان خودت عضو جریانی هستی که ده نمکی برات چماق به دسته ولی نمی دونی چرا. احتمالا اگر روز ثبت نام دانشگاه می رفتی می دی هم رشته ی توئه انصراف می دادی آره؟ من برام اهمیتی نداره ده نمکی این کارو کرده یا ده دارچینی یا ده فلفلی تو هم حق نداری کار منو کنار اون بذاری چون داری می بینی مسیرمون یکی نیست. اولا که بدون همه چیز به همه چیز ربط داره. این دید کلی رو نمی خوای تحلیل موقعیت هم نمی کنی دست به تحقیق میدانی هم نمی زنی گزارش هم قبول نداری اوکی … واقعا نمی فهمی جندگی کردن به خاطر پول یعنی چی؟ حرف من همینه نه نیازی به اون تشبیه اهانت آمیز هست نه به این که گزاره های هنرمندانه ای مثل این

» رفته دوتا همجنس گرا پیدا کرده »

رو بسازی. پسر تو واقعا مرخصی. هم جنس گرا چیــــــــــه؟ این ها اصلا هم جنس گرا نیستن. کجایی تو؟ چندسالته؟ حالت خوبه؟ تو این حوزه که اطاله ی کلام اصلا معنی نداره. جای دیگه مشی تحلیل استقرا رو با بیان مثال یکی می گیری که نهایتا هفت سال سن کافیه تا انسان اگه انسانه بفهمه غلطه. من فقط دارم می گم چنین مسایلی در اجتماع داره اتفاق می افته والسلام. شاید هم کسی باشه تن فروشی هاش به دلیل دیگه ای باشه. به من چه؟ مثال استاد و اعتیاد و گربه و سفیدی ه که از اساس ربطی به علت شناسی نداره. من اگر گفتم از مثال من به این تعمیم برس که همه این طورین حق با توئه. ولی من نه اصلا کاری با هم جنس گراها دارم که خیلی اشتباه گنده ای کردی اسم ازشون بردی نه با بقیه ی تن فروش ها که ممکنه دلیل دیگه ای برای تن فروشی شون داشته باشن. برای من مهم نیست تو ده نمکی رو دوست داری یا نه و این که ایشون دلیل فحشا رو فقر گرفته ولی اگر نمی دونی بدون خیلی زن ها و مردها به خاطر فقر می رن تن فروشی. نمی خوای هم ندون. به سایت برنت کاریگان یه سر بزنی خودت می فهمی. تو تن فروشی رو با هم جنس گرایی یکی می گیری و این توهین بزرگی به درصد بالایی از جمعیت دنیاست ولی واقعا شباهت حتی ظاهری هم بین این دوتا نیست. تو اگر خیلی آدم محترمی هستی و هم جنس گرایی در نظر تو این قدر بده که به خودت اجازه نمی دی کسی رو هم جنس گرا ببینی یه ذره احترام برای خودت قائل شو و برو یه ذره مقاله بخون یه دو تا هم جنس گرا رو ببین تا بفهمی این کجا اون کجا. مطلب من ربطی به هم جنس گرایی نداشت. خیلی ساده بهت بگم مقاله ی من اصلا اون که تو خوندی نیست. دو نفر پول نداشتن مجبورا رفتن سکس دادن. تو هم عمرا بفهمی این حرف یعنی چی. طبیعیه که وقتی مساله رو نمی فهمی ارتباط شون هم نمی فهمی.

راستی نظرت در مورد هم جنس گرایی و راه حل و دکتر و اینارم بذار جلوی آینه دو تا شه. هم جنس گراهای دنیا به قدر تو هم عقل شون نرسیده و محتاجن تو به شون راه کار نشون بدی.

هوای تازه ات منو کشت و متوجه شدم چقدر روحت لطیفه و چقدر انسان مدرنی هستی. از تمام حرفایی که بالا نوشتم پشیمون شدم. ببخش

برچسب ها: کودکان هرزه، از بهره کشی جنسی تا تن فروشی

Advertisements
Comments
10 Responses to “یه چیزی مثه جواب به کامنت های دوستان (حمید هاشمی)”
  1. ثمین(نوا) می‌گوید:

    سلام…یه جمله ی قدیمی:آپم

  2. رصا می‌گوید:

    فکر کنم حمید جان فقط به یه کامنتی که انتقاد شدید کرده جواب داده و خیلی هم عصبی بوده که اینطور نوشته معلومه بهش برخورده ! من معتقدم یک گزارش یا مصاحبه خودش پیامی که درونش هست رو توضیح میده دیگه این همه نیاز به توضیح و ابراز اطلاعات نداشت . ما نیومدیم اینجا اطلاعات به رخ هم بکشیم اومدیم به صورت گروهی از هم یاد بگیریم و به هم کمک کنیم و دوست باشیم.

  3. ارین می‌گوید:

    به قول جیران اون نشریه یا تلوزیون یا هرچی هیچ وقت نمیره سراغ یه همچین مطلبایی !
    حتی همین کودک کار !
    من که تالا 2 تا مقاله ی درست و حسابی ازش ندیدم
    اصلا چند درصد جامعه بهش توجه میکنن ؟ یا وقتی از کنار یه بچه رد میشن بهش فکر میکنن ؟
    اون که انقدر تابلوه کسی نگاش نمیکنه چه برسه به یه همچین چیزی که به اون گستردگی و مشخصی نیست !
    و به نظر من میترسن که خیلی از واقعیتا رو نشون بدن یا برن دنبالش !
    حال فک کن یه فیلم راجع به همین تن فروشا و روسپی ها و اینا مثلا درست کنن !
    چند درصد احتمال میدی بتونه اکران شه یا از تلوزیون پخش شه ؟ ( من که میگم یه چیزی زیر صفر ! )
    در کل حرص نخور ! :پی
    ===========================
    جیران:
    همینو بگو 🙂 به منم البته یکی باید بگه که همش حرص می خورم 🙂

  4. ثمین(نوا) می‌گوید:

    ای ول
    بعد کسی متوجه کارنامه ی جعلی نشد؟
    من متوجه اون جمله که گفتی بودی آدم نفوذی دارین نشدم!!
    ==========================
    جیران:
    نه !!!
    هنوز هم از افتخارات زندگیمه 🙂 تازه انقدر من برگه ی خروج از مدرسه کش رفتم امضای ناظم گذاشتم زیرش که نگو 🙂
    خوب میگم دل خودتونو اینجور خوش کنین که به همه ی مدارس تهران نفوذ کردین و دنیا رو گرفتین و تو همه جا پخش شدین 🙂

  5. حسام می‌گوید:

    در شرايطي كه احمدي مقدم (رئيس پليس فاشيست) از تن فروشان با عنوان «كارگر جنسي» نام مي برد(در واقع بار حقوقي اجتماعي مي دهد) فعال پيشروي ما با انگ «كودكان هرزه» عقب گرد مي كند وجواب انتقاد را خود و دوستانشان با لحن «ولد الملك «مي دهند ،فقط يك «پدر سوخته «كم داشت كه اگر آن را هم اضافه مي كردين قضيه حل مي شد
    ==================================
    جیران:
    منه خنگ نفهمیدم اینی که تو برای حمید نوشتی خوب بود یا بد 😦
    ایشالا که خودش می فهمه !!

  6. حمید می‌گوید:

    این طور که معلومه بین دوستان افرادی هستن که به هر حال تصمیم دارن یه انتقادی رو طرح کنن. خو ب عبدالله تو هم بری زحمت بکشی آخرش لیچار بارت کنن بهت برمی خوره گرچه من واقعا جلوی خودمو گرفتم. عصبانیت هم شد اتهام برای من؟
    در ثانی برای حسام که به هر حال از پا نمی شینه و من پشت کارشو تو گیر دادن می ستایم باید بگم همون طور که تو جوابیه ام نوشته ام نام گذاری اون مطلب به هرزگی کودک دقیقا به منظور مخالفت با این عنوان صورت گرفته. این که کسی اینو گرفت یا نه به من مربوط نیست. من تلاش کردم زشتی این اسم گذاری رو پررنگ کنم. با فعالیت و پیش روی هم به عنوان یه اسم کاملا مخالفم. هرگز اجازه نمی دم چنین اسمی روی من بذاری. اما عقب گرد بودن این نام گذاری بستگی به درک مخاطب داره. لحن جوابیه انتقاد هم دست آویز تازهای است برای انتقاد؟ آقا لحن ما ولدالملکه چه کنیم؟ گرچه فکر نمی کنم کسی از جمله خود من اصلا فهمیده باشه لحن ولدالملک یعنی چی؟ راستی یعنی چی اصلا لحن ولدالملک؟ ایرادی نداره. علی الظاهر هدف انتقاده به هر عنوان. خواهش می کنم به مساله ی گزارش برگردید اگه مطلبی هست فقط در اون مورد طرح کنید.

  7. بارباپاپا می‌گوید:

    خوب با توجه به این که این آقای حمید خان هاشمی جوابیه برای من نوشتن من لازم میدونم که این کامنت رو اینجا بذارم
    اولا آقای حمید خان هاشمی شما چرا جواب سوال منو ندادی؟!
    بازم میپرسم اما خدایی اگه خواستی جواب بدی اول آرامشت رو حفظ کن بعد بیا جواب بده اصلا هم خودشو ناراحت نکن 🙂

    ببینم آقای حمید خان هاشمی چی شد یه دفعه این بچه ای که به قول خودت چیزی جز یکدیگر رو جدی نمیگرفتند یه هو متحول شد؟!! یه هو دپرس شد؟!! اونم جلوی شما که احتمالا از نظر اون یه آدم فضولی که فقط میخوای ازش مقاله درست کنی!

    خوب بگو چی شد دیگه؟چرا یه هو متحول شدن؟نکنه این تیکه آخر یه جورایی پیاز داغش زیاد شده بود هان؟

    حالا بریم سراغ این به اصطلاح جوابیه که مثل صاحب بلاگ که جواب داده بودند بیشتر شبیه فحش نامه س تا جوابیه و از لحن نویسنده مشخصه که کاملا عصبی شده 🙂
    فرمودند:
    تو به اذعان خودت عضو جریانی هستی که ده نمکی برات چماق به دسته ولی نمی دونی چرا
    جواب:
    من میدونم چرا چون دیدم چماق میزد تو سر مردم دیدم که کلت دستش بود دیدم وحشی بازی هاش رو تو نمیدونی عزت ابراهیم نژاد کی بود نمیدونی چرا بعد از بسته شدن روزنامه سلام در زمان خاتمی دانشجوها تحصن کردن و نمیدونی که دهنمکی سردسته چماق به دستایی بود که به تحصن دانشجوها حمله کردن تو دهنمکی برات میتونه ده فلفلی باشه چون نمیشناسیش ولی من میشناسمش

    فرمودند:احتمالا اگر روز ثبت نام دانشگاه می رفتی می دی هم رشته ی توئه انصراف می دادی آره؟ من برام اهمیتی نداره ده نمکی این کارو کرده یا ده دارچینی یا ده فلفلی تو هم حق نداری کار منو کنار اون بذاری
    جواب:
    تو واقعا نمیفهمی یا خودت رو به نفهمی میزنی؟یکی بودن رشته با یکی بودن هدف یکیه؟مثلا تو اگر بری پزشکی بخونی که شکنجه رو روی آدمها بهتر اجرا کنی با یه پزشک وجه اشتراک داری یا به یه شکنجه گر؟این راه تو و دهنمکی یکیه جفتتون دارین میگین فساد هرزگی مساوی با فقر حالا اگر فکر میکنی اینطوره و فساد یعنی فقر به جای اینکه به من فحش بدی و عصبانی بشی و دعوا کنی برو پیش دهنمکی بهش بگو من دنبال اینم که ثابت کنم فقر یعنی فساد فقر یعنی هرزگی هرزگی دلیلی جز فقر نداره و فساد هم دلیلی جز فقر نداره بعد اون برات کلی بودجه جور میکنه بهت کلی امکانات میده دیگه اینجا لازم نیست بیایی جواب یکی مثل منو بدی.
    فرمودند:
    پسر تو واقعا مرخصی. هم جنس گرا چیــــــــــه؟ این ها اصلا هم جنس گرا نیستن. کجایی تو؟ چندسالته؟ حالت خوبه؟
    جواب:
    من مرخصم شما حالیته آره؟ 🙂 عزیزم تو اگر مثل این دوستان که ازشون گزارش تهیه کردی بی پول بشی میری مثل اینا رفتار میکنی؟! اما من نمیرم و آیا همه کسای که فقیرن میرن اینکار رو میکنن آیا فرقی بین این دوستان و دیگران نیست؟به این فرق میگن همجنس گرایی متوجه شدی؟ فکر نکنم اونقدر ها هم سخت باشه
    مثلا یکی اگر از گرسنگی بمیره هم حاضر نیست با همجنس خودش بخوابه یکی دیگه میگه پول بدن من میخوابم این آدمه با اون یکی فرق دارن و این فرقه ربط به همجنس گرایی داره میفهمی؟به خدا اگه بفهمی 🙂

    فرمودند:
    ولی من نه اصلا کاری با هم جنس گراها دارم که خیلی اشتباه گنده ای کردی اسم ازشون بردی نه با بقیه ی تن فروش ها که ممکنه دلیل دیگه ای برای تن فروشی شون داشته باشن.
    جواب:
    من اسم نبردم شما اسم بردی همجنس گرا شاخ نداره به خدا :)در مورد کاری به بقیه نداشتن و فقر رو علت همه چی دونستن بازم میگم یه سر به دهنمکی بزن خدایی ضرر نمیکنی.

    فرمودند:
    تو تن فروشی رو با هم جنس گرایی یکی می گیری و این توهین بزرگی به درصد بالایی از جمعیت دنیاست
    جواب:
    توهین؟!!!تو از این حرفا هم حالیت میشه 🙂 خیلی باحالی بابا تو که سلام کردنت هم توش فحش قاطی داره اینجا یه هو کشف کردی من توهین کردم و چه کار بدیم هست ای توهین کردن آره؟ 🙂
    اما در مورد یکی گرفتن این دوتا ببین یه بار گزارش خودت رو بخون تو داری فقر رو علت همجنس گرایی جلوه میدی یا در بهترین حال داری همجنس گرایی رو وسیله ای برای امرار معاش،پس این تو هستی که داری به اون عده ی زیاد توهین میکنی نه من منتها یا خودت رو به نفهمی میزنی یا کلا سر درنمیاری چه آشی پختی

    فرمودند:
    مطلب من ربطی به هم جنس گرایی نداشت. خیلی ساده بهت بگم مقاله ی من اصلا اون که تو خوندی نیست. دو نفر پول نداشتن مجبورا رفتن سکس دادن. تو هم عمرا بفهمی این حرف یعنی چی. طبیعیه که وقتی مساله رو نمی فهمی ارتباط شون هم نمی فهمی.
    جواب:
    بازم میگم هر دونفری که پول ندارن نمیرن سکس بدن ممکنه دزدی کنن ممکنه گدایی کنن ممکنه هر کاری کنن حتی خودکشی ولی سکس ندن اینی که تو میگی خیلی ساده!!!!!برای بیشتر ادمها ساده نیست و اینکه شما برات خیلی ساده س و ادعا میکنی میفهمی و من نمیفهمم رو باهات موافقم من دوست هم ندارم بفهمم ولی شما گویا خوب میفهمی این چیزا رو و برات هم خیلی ساده س.

    فرمودند:
    هوای تازه ات منو کشت و متوجه شدم چقدر روحت لطیفه و چقدر انسان مدرنی هستی. از تمام حرفایی که بالا نوشتم پشیمون شدم. ببخش
    جواب:
    اشکالی نداره بخشیدمت 🙂
    به امید یه هوای تازه تر
    ====================================
    جیران:
    دوباره با خوندن کامنتت متوجه شدم که بدون هیچ اطلاعات و علم و تخصصی داری نظر میده و باز هم میگم متاسفم که این جو و این نحوه ی رفتار تو جامعه وجود داره..
    ده نمکی هم یک آدم سیاه مطلق نیست و این حرفش و این ایده ش کاملا درسته.
    برو عزیز اول مطالعه کن. نه فقط مطالعه ی چهار تا کتاب. بلکه مطالعه ی میدانی. و ایراد نداره اگر ما تو همه ی حوزه ها تخصص نداشته باشیم چیزی نمیشه که.
    چرا فکر می کنی باید همیشه حرفی برای زدن داشته باشی وقتی نداری؟؟
    حمید کراش اینه و تو این حوزه داره فعالیت می کنه و چیزای دیده که دوست عزیز تو خونه نشستهی من، تو حتی به ذهنت نمی رسه.. شما نهایت تصورتون از آسیب های اجتماعی همینه که تن فروشی ناشی از فقر = هم جنس گرایی!!!!
    ببین. خودت هم از این لحاظ مثل ده نمکی و حتی بدتر هستی. اون میاد و یه جریانی رو که باهاش مخالفه می کوبه. و تو هم چون خودت از هم جنس گرایی خوشت نیومده درای به این شکل زشت و عجیب غریب می کوبیش و ماه و ستاره رو به اون ربط میدی!!! تازه ده نمکی می دونه با کی روبروست و می دونه چرا باهاشون مخالفه تو حتی فرق بین هم جنس گرایی و تن فروشی رو نمی دونی!! شما هم دوست عزیز اگر تو اون شرایط قرار بگیری یکی از راهات می تونه این باشه.. ولی راه های دیگه ای هم هست.. انتخابا متفاوته. ولی فکر نکن همچین پاک و قدیس خواهی موند!!
    و نکته ی آخر .. من دوباره پست حمید رو خوندم. اصلا نه نوشته که پسره متححول شد و نه نوشته که پسره دپرس شد. نوشته که دیگه حرف نزد!!! دوست عزیز برداشت خودتو کردی عیب نداره. دیگه چرا شلوغ می کنی و فک می کنی فاتح دو دنیا شدی؟؟؟

  8. بارباپاپا می‌گوید:

    خانم متخصص شما تخصص روانشناسی یا جامعه شناسیت رو از کدوم دانشگاه گرفتی؟کلا چند تا کتاب مربوط به جامعه شناسی یا روانشناسی خوندی؟خانم با شعور تو وقتی نمیدونی تابو چیه وقتی نمیدونی تابو در فرهنگ های مختلف مختلفه وقتی نمیدونی جنسیت هم مثل فرهنگ نقش مهمی در شکل گیری تابو داره
    چطور این همه ادعا داری؟
    خانم باشعور متخصص چند تا کتاب روانشناسی خوندی که موارد بدیهی رو حذف میکنی و وقتی هم کسی بهت میگه اینا رو هم نگاه کن بهش توهین میکنی؟
    من فرق تن فروشی و همجنس گرایی رو نمیدونم یا تو که پیش فرضت اینه که فقر باعث میشه هر کسی با هر جنسیتی راضی به خوابیدن با همجنسش بشه
    تو انقدر متخصصی که نمیدونی آمار بالای خودکشی در ایران مربوط به فقره و آخرین راه حل برای خیلی آدمها خودکشیه نه همخوابگی با همجنس
    تو که این چیزا رو نمیفهمی حداقل برو همون تحقیق میدانی انجام بده اگه میدونی تحقیق میدانی چیه البته
    برو از صد تا پسر ایرانی فقیر تاکید میکنم صد پسر ایرانی یعنی نه دختر باشن نه خارج از ایران بزرگ شده باشن سوال کن بعد از فقر مطلق حاضرن1 گدایی کنن 2 دزدی کنن 3 خودکشی کنن 4 همخوابی با جنس موافق داشته باشن
    بعد اون آمار به دست اومده رو یه نگاه بهش بنداز اگه دیدی از صد نفر یک یا دونفر مورد 4 رو قبول کردن بیا اینجا مثل یه آدم باشرف بنویس که اشتباه کردی و بنویس که طبق تحقیق میدانیت در 98 درصد موارد فقر نمیتونه شرط کافی برای همبستر شدن یک پسر ایرانی با همجنس خودش باشه
    ===============================
    جیران:
    شما از خودت آمار الکی نده که خنده س 🙂 🙂

  9. narges می‌گوید:

    فقط میشه گفت هرکی نون نداشته باشه به تن فروشی تن نمی ده!! ولی این شاید در دسترس ترین راه حل برای فرار از این مشکل باشه!
    دوست عزیز من هیچوقت نمی گم فقر دلیل فحشاست ولی می دونم که منجر به اینکار میشه!!!!! تو فقر فرهنگی و امی بودن رو نادیده نگیر!! فکر نکن اگه ی کسی بخاطر ورشکستگی یهو بی پول میشه میره اینکارو میکنه! فکر نکن خودت که سرت ت، کتاب و آمار و اینترنت اگه بی پول بشی اینکارو نمی کنی پس فقر منجر به فساد و تن فروشی نمیشه!!!‌ تو فکر می کنی اگه قبل از اینکه این بچه ها به اینکار رو بیارن و تو آمار صد نفری تو بودن که ازشون بپرسی کدوم راهو انتخاب می کنن می گفتن تن فروشی!!!!!!!‌ای آقا خودت داری از تابو می گی و منتظری با این آمار یه نظریه کلی بدی!
    بجای این حرفا برو چنتا از همین بچه هارو پیدا کن زندگیشونو تامین کن ببین دوباره می رن سراغ اینکار!!!!!‌اگه رفتن اونوقت تو فکر روانشناس باش براشون!!!!!!!!!

  10. حمید (نویسنده ی مطلب) می‌گوید:

    جيران جان عزيزم مرسي كه هم چنان اين قصه داره به خرج تو ادامه پيدا مي كنه

    اين هم چيزي كه فرصت كردم تو اين مدت بنويسم واسه اون رفيق مون

    بارباپاپا یه واژه ی فرانسویه که معنی اش می شه پشمک

    دوست عزیزم پشمک

    کاری به چپ و راست زدن ها و بافته های بی ربط به همت ندارم. برای این که مشکل حل بشه باید بگم تو چند تا فرض داری که خیلی فاجعه است.

    اول این که وقتی ده نمکی از چیزی حرف زد این حرف لزوما رده. این که روشنه. ممکنه یه دولتی یه حرف درستو بذاره تو دهن یک چهره ی منفور تا حرف واسه مردم لوث بشه. ماها از نمکی بدمون می آد قبول ولی این باعث نمی شه حرفامونو اگه شبیه اون شد کنار بذاریم. این از این.

    اشکال دوم اینه که به منطق مکالمه ی طرفت خیلی اهمیت می دی و ی ری تو تیریپ تحلیل اون، در حالی که واقعا مهم تر از حرف تو یا حرف فلانی حرف درسته. اینم بی ربط به همون مطلبی که بالا نوشتم نیست. ماها واقعا وقت اینو نداریم که یکی بگی بد حرف می زنی عمرمونو بذاریم سر این که تروخدا بیا باور کن ما درست حرف می زنیم.آره آقا جون من بد حرف می زنم. مهم درست بودن حرفه. تو خوب حرف می زنی کافیه. شکلک های خنده ات هم که داره از دیوار می ریزه.

    اشکال سوم اینه که تن فروشی به خاطر فقر ذره ای ارتباط به هم جنس گرایی نداره ولی تو با هم یکی می گیری. واقعا تو در مورد هم جنس گرایی چی می دونی؟ هم جنس گرایی یه گرایش طبیعیه که هیچ کسی هم نتونسته علت یابی اش کنه. می تونه تو هر انسانی باشه. نتایج رفتاری، روان شناختی، اجتماعی، زیباشناختی، روحی .. مخصوص به خودشو هم داره. یه خاصیته، بخشی از هویت آدمی زاده، مثل راست دست یا چپ دست بودنه. ولی جندگی به خاطر یه ضرورت اتفاق می افته. می دونه مثل چی می مونه؟ آدم اگه فحاش و بددهن و دریده باشه، بدحرف می زنه دیگه، مگه نه؟ این یه خاصیتیه که تو خودشه. ولی گاهی ممکنه کسی مودب و تحصیل کرده و نجیب هم باشه ولی در اثر یه ضرورتی فحش بده و بددهنی و دریدگی کنه. یه پسر هم جنس گرا از راه های مختلف با یه هم جنسش ارتباط می گیره و شاید ارتباط بدنی هم بگیرن. دارن زندگی شونو می کنن و یکی از امیال شون هم اینه. این نه یعنی این که هر کسی با هم جنسش سکس کرد هم جنس گراست. تو اگر گزارش گر بودی در مورد مایکل جکسن و کالکین مک کالای چی می نوشتی؟ می نوشتی مایکل اون پسره رو هم جنس گرا کرد؟ یا می نوشتی برد ترتیب بچه هه رو داد؟ از یه عارضه که نمی شه اصل رو اثبات کرد. اگه دلیلت برای هم جنس گرا گرفتن اون دو تا بچه نزدیکی با هم جنس شونه باید بدونی این کار برای پول درآوردن صورت گرفته و میل طبیعی اونا نیست. اشتباهت خیلی بزرگه.

    چهارم این که تو اساسا چیزهای بی ربط به همو می ذاری کنار هم و کامنت هات بیشتر شبیه یه اثر هنری سوررئاله تا حتی کل کل؛ چه برسه به سوال و جواب. آدما به خاطر فقر خودکشی می کنن. خوب که چی؟ مگه تمام آدم های دنیا در رویارویی با یه مساله یه کارو می کنن؟ تو فقیر هم بشی نمی ری سکس بدی پول بگیری. خوب نمی دی که نمی دی. مگه تمام آدم های دنیا در رویارویی با یه مساله یه کارو می کنن؟ بعد این نظراتت به نظر خودت علمی می رسه که واسه جیران می نویسی برو تحقیقی کن برو کتاب بخون؟ این که می گی پسرا و دخترای ایرونی نمی رن به خاطر فقر سکس کنن که دیگه شاه کاره. تو که عمرا این کارو نکردی از کجا این قدر مطئنی که نمی کنن؟ شاید کردن. اگه کردن چی؟ یهو دیدی کردن. من دو تا رو پیدا کردم که می کنن این کارو.

    مطمئن باش تو جامعه ای که آدم های تابو باز و تابوسازی مثل تو درست کردن و عرفی که آدم هایی مثل تو پرش کردن این قدر آزادی نیست آدم بتونه چنین سوالی بکنه. هوای تازه ای که تو ازش حرف می زنی چه هواییه؟ هوایی که نشه توش حرف زد هوای تازه است؟ وقتی یکی مثل تو بیاد دو تا چیز رو که ازشون نه شناختی نه تحقیقی نه مطالعه ای داره کارشناسانه موشکافی کنه و وقتی هم بهش می گی نکن روش گفتمانتو تحلیل کنه می شه هوای تازه؟ هوای سیگاری بهتر از این هوای تازه ی توئه.

    یه اخلاق خیلی بدت هم اینه که جیران در مقام خطاب در نهایت متانت برات نوشته عزیز ولی تو بددهنی می کنی اون وقت به من و اون می گی بددهن.

    این بار اگه خواستی نظر بنویسی دقیق ببین من چی نوشتم و ماه و ستاره رو بهم ربط نده و حرفایی رو که هم زدی نگو نزدم. خوب حافظه است دیگه ممکنه تحلیل بره. از تو عجیب نیست.

    در ضمن این رو که نوشتی دوست نداری بفهمی رو می تونستی زودتر بگی نه خودتو خسته می کردی نه مارو. حرف من و نظر اون نشریه تو اون گزارش روشن بود. وقتی برنامه ای برای تامین آسایش شهروند وجود نداره در مواقع مشکل ممکنه به چنین راه هایی برای رفع مشکلش رو بیاره. فکر کن یه برادر می آد تو خونه می بینه خواهرها و برادراش نیستن به مادرش گله می کنه که من به خاطر اینا اومدم ولی اینا نیستن. مادره می تونه به خودش بگیره بگه بی معرفت به خاطر من نیومدی یعنی؟ فقط به خاطر اونا؟ حرف تو هم این فرمیه. من دارم می گم بعضی ها این کارو می کنن. تو داری می گی بعضی ها هم این کارو نمی کنن؟ نمی کنن که نمی کنن.

    از طرفی هم باید به تو حق داد. تو نه منو می شناسی نه مشی اون نشریه رو می دونی و نه از دید گروهی که دور هم جمع شدیم داریم کار می کنیم خبر داری ولی همه ی اینا در فهمیدن اون گزارش اثرگذاره. به خاطر این حرفایی که داری می زنی به نظر خودت خیلی باربط می رسه. ما اگه در مورد هم جنس گرایی و ارتباط فقر و فساد می نویسیم مدت هاست داریم روش کار می کنیم از نزدیک داریم می بینیمش لمسش می کنیم به خاطرش تهدید می شیم بازخواست می شیم. تازه با این همه فَکت و مطالعه و تجربه بازم ممکنه اشتباه کنیم. ولی تو چی؟ تو روی چه حسابی ادعا می کنی؟

    این قسمتش دیگه مال تو نیست تو نخون: دوستان خودی، به این مساله خوب دقت کنین. وقتی می گیم بنیان کار ما با دید اومانیستی قرن شونزدهمی سازگار نمی شه مشکل این جاست. چون این دیدها به جای علت یابی و اصلاح مادی، مساله رو به خود شخص برمی گردونه و اخلاقا مسوولش می کنه. می گه مشکل داری که داری. این ها اصله باید رعایتش کنی به هر قیمتی. و می دونیم که این دید مردوده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: