کودک آزاری: عوامل پشت پرده…

بدرفتاری و آزار کودکان، شامل سه گروه کلی رفتارهاست: بدرفتاری ها، بهره کشی ها و  بی توجهی ها

البته این جدا کردن به این معنا نیست که هر فعل یا ترک فعل مشخص یکی از اشکال کودک آزاری ست.. بلکه گاها و حتی خیلی اوقات بعضی از رفتارها می تواند از چند منظر مختلف مصداق کودک آزاری باشد. کودک آزاری را می توان به طور کلی به فرم های زیر تقسیم کرد:

1.      بدرفتاری جسمانی(physical child assault): خشونت، حمله ها و کتک های زیاد، شلاق و بریدگی و کبودی های متعدد، سوزاندن، داغ کردن

2.      بدرفتاری روانی (psychotic child assault): ایجاد وحشت و ترساندن، تمسخر و تهدید، حبس در حمام یا زیر زمین، ناسزاگویی، شرمنده كردن

3.      بهره کشی جنسیsexual child abuse)): آمیزش با کودک و بهره کشی از وی، تحمیل رفتارهای جنسی نامتناسب با سن کودک

4.      بهره کشی اقتصادی (economic abuse): کار اجباری، طلب درآمد از کودک، استفاده از کودک در چرخه ی تولید خانواده

5.      بی توجهی جسمانی (physical child neglect): شرایط زندگی بد، نبود غذا و پوشاک، عدم توجه به درمان یا درمان نامناسب

6. بی توجهی عاطفی(emotional child neglect): محبت نکردن و بی توجهی، اهمیت قایل نشدن، نادیده گرفتن کودک

در ارتباط با این اشکال و تشخیص آنها به تفصیل در شماره ی17 نشریه سخن رانده شده است. آنچه NV این گفتار بررسی می شود عوامل و چرای بازتولید کودک آزاری ست.

مجموعه عواملی را که به کودک آزاری منتهی می شود نمی توان در ساختارهای ظاهری و علنی جامعه جستجو کرد. می توان عدم وجود حربه ی قانونی را در رشد این معضل موثر دانست ولی مسلما از دلایل آن نخواهد بود. هم چنین درست است که اکثریت کودک آزارها از نزدیکان و به خصوص والدین کودک می باشند و یا اینکه شاید ارائه ی الگویی تقریبی از خانواده ها و شرایطی که کودک آزاری در آن بیشتر رخ می دهد ممکن باشد اما این به معنی پیدا کردن عوامل کودک آزاری در خانواده ها نیست. مشخصا اکثر کودکانی که از این معضل رنج می‌برند در خانواده‌های پر جمعیت، فقیر و مهاجر قرار دارند که گاهاً پدر یا مادرشان معتاد هستند یا آن که از وجود نامادری یا ناپدری رنج می‌برند، با این وجود مسئله «کودک آزاری» در میان خانواده‌هایی که به ظاهر از هیچکدام از این معضلات رنج نمی‌برند هم دیده می‌شود. والدین از هر قشر و در هر سنی ممکن است مرتکب کودک آزاری شوند، ولی با در نظر گرفتن تمام انواع کودک آزاری در موارد زیر امکان آن بیشتر است.

1.      والدین جوان (مادران زیر ۲۶ سال و پدران زیر ۳۰ سال)، والدینی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند.

2.      پدر و مادرانی که به تنهایی سرپرستی فرزند خود را بر عهده دارند. این حالت بیشتر در زنان مطلقه دیده می شود.

3.      والدینی که به سرگرمی ها و تفریحات فردی و جمعی از قبیل تلویزیون، رادیو، سینما، میهمانی و غیره دلبستگی شدید دارند.

4.      پدر و مادر ناتنی که نتوانند کودک را مانند فرزند خود دوست بدارند.

5.      والدینی که دوران کودکی خوبی نداشته اند و غالباً خود مورد آزار و تنبیه بدنی قرار گرفته اند.

6.       افراد مهاجم و کسانی که زود به خشم می آیند.

7.      افرادی که در محیط کار خود با همکاران یا مسئولین به نوعی درگیرند یا شغلشان را از دست داده و دچار استرس یا بی پولی اند.

8.      مادرانی که به طور ناخواسته حامله شده و یا حاملگی های پی در پی داشته اند.

9.      والدینی که تنبیه کودک را نوعی آموزش انضباطی می پندارند.

10.  والدینی که در مناطق محروم تر زندگی میکنند و دچار فقر و استیصال مادی هستند.

مروری بر این الگو نشان دهنده ی این است که می توان مجموعه عواملی را که به کودک آزاری منتهی می شوند مناسبات جامعه معرفی کرد. به عبارتی می توان گفت که همان عواملی که معین کننده ی شرایط و زیرساخت های جامعه هستند به سلسله روابطی می انجامند که آسیب های اجتماعی خوانده می شود و از جمله ی این آسیب ها کودک آزاری ست، یعنی ترکیبی از شرایط و روابط اقتصادی، روابط اجتماعی و ایدئولوژی حاکم بر جامعه و  هم چنین عوامل روانی-زیستی.

نقش ژنتیک و عوامل زیستی مدت هاست که  به یقین در بسیاری از اختلالات شخصیتی و روانشناسی تایید شده  است و در فرم هایی مثل بهره کشی جنسی و بدرفتاری ها، پیشنهاد این است که فرد بالقوه امکان بسیاری از این اختلالات را داراست اما جامعه عامل بالفعل کننده ی این مسائل است.

از همین روست که بهره کشی جنسی و بدرفتاری ها عموما اشکال مورد توجه و پررنگ کودک آزاری هستند و بیشتر به آنها پرداخته میشود چرا که در این موارد معمولا متهم آشکاری برای انگشت اتهام یازیدن وجود دارد.

در صورتی که مهم ترین و بیشترین فرم کودک آزاری به خصوص در کشورهای جهان سوم بی توجهی عاطفی ست که از مخرب ترین انواع کودک آزاری هم هست. اما در این شرایط هویت کودک آزار جدای از فعل کودک آزاری ست و به همین دلیل در بررسی ها از قلم می افتد و به چشم نمی آید.

از این دید اگر بنگریم روابط اقتصادی و اجتماعی مهم ترین عامل زمینه ساز آزار کودکان است.

بدرفتاری جسمانی معلول مستقیم این مسئله است: در شرایطی که تاکید جامعه بر خانواده مداری ست، و قوانین آن آشکارا خانواده را در زندگی و وجود حتی جسمانی کودک محق می بیند دور از انتظار نیست که پدر خانواده به راحتی دست به روی کودک خود بلند کند. همین طور وجود مجازات هایی مثل حد زدن در سیستم قضایی کشور که خود را تمیز دهنده ی  فعل نادرست از درست می داند، ساختار جامعه را به سمت مفهوم حق برخورد فیزیکی در صورت ولی بودن سوق می دهد. حمایت از برخورد فیزیکی به قصد تادیب و گنجاندن آن در قوانین کشوری به سود والدین نیز یکدیگر از این  مثال هاست. و یا بخشیدن حق قصاص به والدین، خود، نمایانگر محق بودن آنها بر جسم کودک است.

با نگاهی به فرهنگ عامه نیز می توان ترویج این مسئله را مشاهده کرد که گاه حتی با زمزمه های کودکانه ی «کتک بابا گله»و «چوب استاد به ز مهر پدر» بر آن تاکید می شود.

بدرفتاری روانی نیز از این دیدگاه قابل بررسی است؛ تحقیر، توهین، و تمامی انواع خشونت های کلامی در تمام ارکان رسمی جامعه مورد تایید و در جریان است. اصلا خشونت کلامی یکی از ابزار های قدرت به شمار می آید و  برخورد مقتدرانه برخورد توهین آمیز معرفی می شود. روابط مبتنی بر مقایسه و انتخاب بین افراد و رقابت از کودکی و در مدارس کشور به عنوان رفتار محور به کودک آموخته می شود و سپس همان رفتار در مقام کودک آزاری مطرح می شود. از همین روست که مقوله ی بدرفتاری روانی در ثبت آمار کودک آزاری نادیده گرفته می شود. چرا که می توان برای بهره کشی جنسی مثال های آشکار آورد و برخوردهای واضح کرد، می توان برای بدرفتاری جسمانی وقتی که به نقص عضو و حتی فوت کشیده می شود هیاهو به پا کرد اما شایع ترین فرم کودک آزاری که اشکال متفاوت آن از تحقیر تا خشونت کلامی آسیب به کودکان می زند و آثار ماندگارتری هم در حیات کودک دارد به راحتی نادیده گرفته می شود چرا که در تمامی سطوح جامعه رواج دارد و هویت کودک آزار مستقل نیست. به عبارتی می توان گفت که جامعه معنای کودک آزار پیدا می کند نه فرد. در عین حال این مقوله در هیچ کدام از مجموعه قوانین اجرایی، که اساس کار کشور را تشکیل می دهند، گنجانده نشده است و ذکری از آن هم اگر رود در حد سخن است.

بهره کشی جنسی معلول مستقیم سرکوب های روانی جنسی و بسته بودن فضای ارتباطات جنسی که از مهم ترین عناصر و به وجود آورنده ی بشریت است، می باشد. عدم آگاهی درست حتی بعد از بلوغ، تقبیح شمردن عرفی ارتباط جنسی و ضمنی بودن آن، به شکلی زمان دار و در بسیاری از جوامع تولیدکننده ی کنجکاوی جنسی ست و پاسخ داده نشدن و عجیب و متفاوت جلوه دادن این مسئله به خصوص در ساختارهای مذهبی ایجاد کننده ی این شکل از بهره کشی از کودکان است. چرا که وقتی کانال طبیعی ارتباط جنسی در جامعه تنگ و دور از دست است خود بخود این نیاز متوجه آسیب پذیر ترین و دم دست ترین قشر آن، یعنی کودکان می شود.

اما در این مقوله پای بازار جهانی هم به این عوامل باز میشود. هرچند که وجود بازار جهانی برای این پدیده خود نتیجه ی همین رویکرد نادرست به این روابط است. و از آنجا که یکی از سودآورترین تجارت های جهانی ست دیگر تا اصلاح ساختار اقتصادی جهانی واز بین رفتن این بازارها از بین نخواهد رفت.

این مسئله از این دیدگاه به سمت بهره کشی اقتصادی هم پیش میرود.. اما بهره کشی اقتصادی فرم های متفاوت تری هم دارد و هرچند که روابط اجتماعی و ایدئولوژی در آن موثر است اما اقتصاد مهم ترین عامل شکل دهنده ی آن است.

تصور عامه ی «کار کودک را پخته می کند» و نبود ابزار های حمایتی قانونی مناسب برای جلوگیری از کار کودکان و بهره کشی اقتصادی از آنان از این جمله است.

در جامعه ای که ارگان های رسمی و دولتی مثل شهرداری، از کار کودکان بهره می گیرد انتظار بیهوده ایست که در پی قوانین حقیقی جلوگیری کننده از این مقوله و پیگیری آن باشیم.

هم چنین  نیاز اقتصادی که قابل محو شدن نیست و از آن نمی توان گذشت به جرات بیشترین نقش را در بازتولید بهره کشی اقتصادی از کودکان را داراست. و تا زمانی که شرایط تثبیت شده ی رفاه اقتصادی ولو در حد برآورده شدن نیاز های ابتدایی متناسب با کل جامعه وجود ندارد از این پدیده اجتنابی نیست.

وجود  بازار جهانی در رابطه با کار کودک نیز صدق می کند. شرایط و خواسته های حداقل کودک به عنوان کارگر و نبودن حمایت از وی و تمام مجموعه عواملی که کودک را به عنوان نیروی کار ارزان و در دسترس معرفی می کند حیات این چرخه را تامین می کند.

بی توجهی جسمانی هم در اکثر موارد یا ریشه ی تنبیهی دارد و یا در رایج ترین شکل آن، از نامناسب بودن شرایط اقتصادی ناشی می شود.

در این که نبود امکانات اولیه و مناسب زندگی آزار کودک به حساب می آید بحثی نیست اما نکته اینجاست که کودک آزار این بار هم نه یک فرد مشخص بلکه ساختار اقتصادی حاکم بر جامعه است.

بی توجهی عاطفی هم کاملا خواستگاه ایدئولوژیک در جامعه دارد و مستقیما به این مجموعه روابط و باورهای باز تشدید شده ای که در بدرفتاری روانی برشمردیم مرتبط است.

وقتی که نقش مسئولیت داشتن با نقش توجه نشان ندادن جابجا می شود کودک یاد می گیرد که محبت دیدن از سمت مادر است و  رفتارهای اکثریت پدرانی که با این باورهای دامن زده شده بزرگ شده اند مصادیق بی توجهی عاطفی ست.

از ابعاد دیگری نیز ساختار جامعه به این مسئله دامن می زند. خانواده های پر فرزند امکان توجه نشان دادن به کودک را کم میکند و از طرفی تلاش مداوم برای تامین نیازهای اقتصادی و حیاتی کودک والدین را از توجه به مراحل بالاتر نیاز های انسانی باز می دارد. کلا ساختارِ از لحاظ انسانی متمرکز جامعه در تمامی مقاطع و نهادها  ایجاد کننده ی این مسئله است. که نه تنها در خانواده، بلکه در تمام جایگاه های ارتباطی کودکان دیده می شود و شروع آن در جامعه ی خارج خانواده، مدارس شلوغ و پر جمعیت است.

با این نگاه به کودک آزاری می توان مفهوم کودک آزار را گاهی حتی فراموش کرد، اگر بتوان که وی را معلول دیگری هم چون کودک دانست. به واقع به دلیل حساس بودن جامعه ی هدف کودک آزاری، که کودک است، و لزوم اهمیت دادن و پرداختن به این مسئله، متاسفانه انگشت اتهام به سمت اولین فرد در صحنه که همان کودک آزار است گرفته می شود و تمامی راه حل ها بر حول وی می چرخد. حذف، حبس، محروم ساختن از بسیاری از شرایط انسانی و دیگر داستان هایی که شاید تسکین دهنده ی اذهان عمومی باشد اما حقیقتا هیچ نقطه از چرخه ی زورمند بازتولید کودک آزاری را هدف قرار نمی دهد…..

جیران پیله وری

برچسب ها: کودک آزاری ، پناه شیشه ای قانون در برابر سنگ کودک آزاری

Advertisements
Comments
2 Responses to “کودک آزاری: عوامل پشت پرده…”
  1. ميله بدون پرچم می‌گوید:

    سلام
    نتيجه گيري خوبي كردي… تا زماني كه براي ريشه ها فكري نشود ساقه ها و شاخه ها باز توليد مي شوند.

  2. محمود می‌گوید:

    کودکان و بهره کشی جنسی
    کودکان و ابزار ایدولوژیک
    کودک و تبلیغات
    کودک و جامعه
    کودک وهنجارهای اجتماعی
    کودک و اقتصاد اجنماعی
    کودک و جنگ
    ============================
    جیران:
    🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: