پناه شیشه ای قانون در برابر سنگ کودک آزاری

متاسفانه در ايران‌ به‌ جز موارد حاد که‌ منجر به‌ آسيب‌ شديد يا حتي‌ فوت‌ مي‌شود گزارش‌ مشخصي‌ درباره‌ ی سایر انواع کودک‌ آزاري‌ وجود ندارد. و درگیری قوانین با این شکل از کودک آزاری به وضوح پررنگ تر است. شاید حتی بتوان گفت که مصادیقی از  کودک آزاری که آسیب روانی و عاطفی و گاه جسمانی در خود دارند حتی در زمره ی جرائم به حساب نمی آیند چه برسد به این که برای آنها قوانین نیز تصویب شود.. بزرگترين‌ واقعه‌ ی کودک‌ آزاري‌ در ايران‌ ماجراي‌ قتل ‌33 کودک‌ و نوجوان‌ در تهران‌ و ديگر شهرها توسط‌ شخصی به‌ نام‌ علي‌ اصغر بروجردي‌، معروف‌ به‌ «اصغر قاتل»‌ بود. اين‌ مرد 42 ساله‌ در سال ‌1313 به‌ جرم‌ ارتکاب‌ جنايت‌ها و قتل‌هاي‌ متعدد اعدام‌ شد. و آخرين‌ مورد تاريخيِ‌ دهشت بار کودک‌ آزاري‌ در ايران‌ «بيجه»‌ بود که‌ 18 کودک‌ را پس‌ از آزار جنسي‌ در پاکدشت‌ ورامين‌ به‌ قتل‌ رسانده‌ بود. بيجه‌ به‌ 16 بار قصاص‌ نفس‌، يک‌ بار اعدام‌ به‌ خاطر لواط‌، 15 سال‌ حبس‌ و 100 تازيانه‌ محکوم‌ شد. بيجه‌ را در 27 اسفند سال‌ 84 اعدام‌ کردند.

اما آیا حقیقتا این موارد بزرگترین و وحشتناک ترین مصادیق کودک آزاری در ایران هستند؟ و یا به دلیل اینکه قانون فقط بر بدرفتاری جنسی و جسمانی تاکید می ورزد این موارد را این چنین پر رنگ می بیند؟ و آیا برای دیگر اشکال کودک آزاری، شامل بدرفتاری روانی، بهره کشی اقتصادی، بی توجهی عاطفی و بی توجهی جسمانی نیز، تدابیری اندیشیده است..؟

***

در کشور ما مقوله ی کودک آزاری در بسیاری از قوانین از جمله قانون مدنی، قانون مجازات اسلامی، قانون آیین دادرسی کیفری و… به چشم می خورد که متاسفانه اکثریت این قوانین دارای ایرادات و اشکالات واضحی در تدوین و اجرا هستند هرچند که ظاهر فریبنده ای دارند.

ماده 59  قانون مجازات اسلامی بیان می دارد که اقدامات والدین و سرپرستان صغار که به منظور تادیب یا حفاظت آن ها انجام می شود جرم محسوب نمی شود مشروط به آن که اقدامات مذکور در حد متعارف تادیب و محافظت باشد!

هم چنین ماده 614  قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد که ضرب و جرح بر بدن کودک یکی از مصادیق کودک آزاری است و بر اساس این ماده و سایر قوانین موجود، حسب مورد قصاص یا دیه یا حبس از  2 تا 5  سال منظور گردیده است.

و ماده 1179 قانون مدنی نیز مقرر می دارد که والدین حق تنبیه کودک خود را دارند اما به استناد این حق نمی توانند کودک خود را خارج از حدود تادیب، تنبیه نمایند!

سوالی که اینجا به ذهن می رسد و گویا نظر بر این بوده که به ذهن نرسد این است که حد متعارف تادیب چه حدی ست؟ آیا می توان از کتک زدن کودک با کمربند، محبوس کردن وی در انبار، سوزاندن پشت دستش، سیلی ای که منجر به پارگی گوش کودک می شود و یا محروم کردن وی از غذا به دلیل آنکه به قصد تادیب صورت گرفته است چشم پوشی کرد؟

بحث‌هايي‌ که‌ بر سر تعاريف‌ و حدود کودک‌ آزاري‌ درمي‌گيرد به‌ طور کامل‌ خودش‌ را در بعضی از این قوانين‌ نشان‌ مي‌دهد. مثلا سال‌هاست‌ که‌ بين‌ کارشناسان‌ حقوقي‌، جامعه‌شناسان‌ و فعالان‌ اجتماعي‌ بر سر حد تاديب‌ بحث‌ درمي‌گيرد اما تاکنون‌ قانون‌ جواب‌ قانع‌کننده‌اي‌ به‌ اين‌ مساله‌ نداده‌است‌.

با در کنار هم گذاشتن این چند ماده می توان به تناقض آشکار و بی توجهی و آشفتگی بارز در تدوین قوانینی که به کودکان مربوط میشود پی برد. اگر جرح و ضرب کودکان به قصد تادیب باشد چه؟ آیا ماده ای شبیه همین ماده نبود که دو هفته ی پیش منجر به مرگ کودکی سیستانی شد که معلمش به قصد تادیب وی با کتاب بر سر وی کوفته بود؟

ماده  633  قانون مجازات اسلامی در مورد رها کردن کودک در محلی که خالی از سکنه باشد مجازات حبس از 2 تا6  سال و یا جزای نقدی مقرر کرده است.

آیا این قانون به بی توجهی جسمانی و عاطفی به کودک حمله می کند؟ آیا با حبس کردن والدی که کودکش را رها کرده است به عدم رها کردن کودک کمکی می کنیم؟ و سوال اساسی این که مخاطب این قانون کیست؟ آیا همین نبود مجموعه قوانین مدون برای کودک، رها کردن وی، تنها، در جامعه ی بشری نیست؟ و سوال دیگر اینکه: محل خالی از سکنه کجاست…؟ زیر زمین؟

مطابق ماده 1173 قانون مدنی هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که حضانت کودک با اوست، سوء استفاده از کودک یا اجبار او در ورود به مشاغل ضداخلاقی صورت گیرد و یا ضرب و جرح خارج از حد متعارف روی دهد، حضانت از والدین خاطی سلب و تصمیم مقتضی برای حضانت کودک از طرف دادگاه اتخاذ می شود.

این نمونه ی یک قانون جمع و جور کننده است. این قانون تکلیف تمام اتفاقات ناخوش آیند به جز مرگ مُسلم برای کودک را مشخص کرده است.. کار کودک، ضرب و جرح کودکان و همین طور سواستفاده از کودکان، مقوله هایی کاملا متفاوت و مستقل هستند و نیازمند قوانین و حتی لوایح مفصل تر و جداگانه. سوال دیگر اینکه چرا در هیچ کجا تعریف عدم مواظبت ارائه نشده است؟ و آیا سواستفاده در اثر مواظبت پیگرد قانونی ندارد؟ و از همه مهم تر اینکه واگذاری حضانت کودک و وارد کردن وی در چرخه ی بی پایان حضانت ها -در صورتی که به حل مشکل و معضل و بر طرف کردن علل وی اندیشیده نشود-  چه کمکی می کند؟

از دیگر قوانین جالب توجه ماده 1041 قانون مدنی ست که بیان می دارد که نکاح اناث قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام و نکاح ذکور قبل از رسیدن به سن 18 سال تمام ممنوع است مگر تحت شرایطی ولی در هر حال این معافیت نمی­تواند به اناثی داده شود که کمتر از 13 سال تمام و به ذکوری شامل گردد که کمتر از 15 سال تمام دارند. هرچند که بعد از انقلاب اسلامی طبق مصوب 8/10/1361 این ماده به شکل زیر اصلاح شد که نکاح قبل بلوغ ممنوع است!

این از نمونه های بارز بدرفتاری جنسی ست که عوارض آن می تواند  حتی آسیب های جسمی هم باشد. سالانه با موارد بسیار زیادی از دخترانی مواجه میشویم که به دلیل ازدواج های زودرس و ناکاملی شرایط جسمانی با پارگی رحم و مرگ ناشی از خونریزی واژینال مواجه می شوند. و نه تنها قوانین از این مقوله حمایت آشکار می کنند بلکه حتی حمیدرضا حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش، از لزوم آموزش های ازدواج در مدارس و شیوع ازدواج های زودرس سخن می گوید.

به دلیل کاستی ها و ناکارآمدی قانون مدنی در ارتباط با کودک آزاری و حقوق کودک پیش نویس طرح لایحه  حمایت از کودکان در سال 1353 آغاز شد و سپس شکل نارسی از آن در سال 1381 تحت نام قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در 9 ماده تصویب شد. ماده 2 این قانون در تعریف کودک آزاری بیان کرد که هر نوع اذيت و آزار كودكان و نوجوانان كه موجب شود به آنان صدمه ی جسماني يا رواني و اخلاقي وارد شود و سلامت جسم يا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است. و همین طور ماده 4 قانون فوق الذکر تصریح کرد که هرگونه صدمه و اذيت و آزار و شكنجه ی جسمي و روحي كودكان و ناديده گرفتن عمدي سلامت و بهداشت رواني و جسمي و ممانعت از تحصيل آنان ممنوع و مرتكب به سه ماه و يك روز تا شش ماه حبس و تا ده ميليون ريال جزاي نقدي محكوم مي گردد. ماده 5 این قانون، کودک آزاری را جرمی عمومی اعلام نموده است که احتياج به شكايت شاكي خصوصي ندارد و كليه افراد و موسسات و مراكزي كه به نحوي مسئوليت نگاهداري و سرپرستی كودكان را بر عهده دارند مكلفند به محض مشاهده ی موارد كودك آزاري مراتب را جهت پيگرد قانوني مرتكب و اتخاذ تصميم مقتضي به مقامات صالح قضائي اعلام نمايند و تخلف از اين تكليف موجب حسب تا شش ماه يا جزاي نقدي تا پنج میلیون ريال خواهد بود.

بزرگترین مشکل این مجموعه قانون 9 ماده ای کلی گویی ست.

به قدری تعاریف و موارد مطرح شده در این قانون گنگ هستند که هیچ دستگاه مشخصی طبق این قانون مسئول شناخته نشده، هیچ فعل یا ترک فعل معینی جرم به حساب نیامده، راهکاری ارائه نشده و صرفا مانند یک دعای پیش از شام مواردی ممنوع و لازم الجریمه عنوان شده است.

به دلیل مشکلات و کاستی هایی که اجرای این قانون در طول یان سال ها داشته بررسی و تدوین لایحه ی حمایت از کودکان مجددا آغاز شد و با 55 ماده در اردیبهشت 88 تنظیم و ارائه شد.

جدیترین نسخه ی این لایحه هم با کاستی های فراوانی روبروست وهمچنان از زبان گنگ و شیرین قانون اساسی ما بهره برده اما کامل ترین مجموعه ی تدوین شده در این راستاست که متاسفانه در طول این مدت هر از گاهی بررسی می شود و چند ماده از آن تصویب میشود و دوباره به فراموشی سپرده می شود. چرا که بررسی و تصویب لایحه ی حمایت از خانواده و تعدد زوجین مردان به شکل دو فوریت فرصتی برای نمایندگان مجلس ما باقی نمی گذارد که به بررسی قوانین مربوط به کودکان و نوجوانان بپردازند.

و در پایان اینکه این مسئله مختص کشور ما نیست و بررسی آن در سطح جهانی هم ما را با سوال های فراوانی روبرو میکند.

ایران از 14 مهر ماه 1372 به پیمان نامه ی جهانی حقوق کودک پیوسته است. بر اساس ماده 3 این پیمان نامه منافع عالیه کودک باید در هر اقدامی از سوی سرپرستان و والدین مورد توجه قرار گیرد. بر اساس این ماده، دولت ها نیز موظف شده اند در صورت کوتاهی والدین نسبت به فرزندان، حمایت ها و مراقبت های لازم را از آنان انجام دهند. هم چنین بر اساس ماده 19 این پیمان نامه کشورهای عضو برای حمایت از کودکان در برابر خشونت های جسمی و روانی و هر گونه آزار، بی توجهی و سهل انگاری باید اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند.

بیش از یک دهه از پیوستن ایران به این پیمان نامه جهانی می‌گذرد، اما متاسفانه هر روز شاهد افزایش مشکلاتی چون کار اجباری کودکان، کودک آزاری، سوء استفاده‌های جنسی و … هستیم. این مسئله نه تنها در ایران بلکه در تمامی کشورهای عضو این کنوانسیون به چشم می خورد. آخرین آمار رسمی که توسط یونیسف به عنوان گزارش 2010 منتشر شد آمار کوکان در معرض کودک آزاری را 275 میلیون نفر برآورد کرده است. و همین آمرا ارائه شده -که مسلما با آمار حقیق هم اختلاف بالایی دارد-  بدون هیچ شرح و توضیح دیگری این پیمان نامه را به نوشته ای فانتزی تبدیل کرده که شاید قابلیت عرضه به محافل و مجامع و رسانه های را داشته باشد، اما مسلما هیچ الزام اجرایی ندارد.

جیران پیله وری

سامان آموزگار

برچسب ها: کودک آزاری: عوامل پشت پرده ، کودک آزاری

Advertisements
Comments
6 Responses to “پناه شیشه ای قانون در برابر سنگ کودک آزاری”
  1. ساناز می‌گوید:

    چرا که بررسی و تصویب لایحه ی حمایت از خانواده و تعدد زوجین مردان به شکل دو فوریت فرصتی برای نمایندگان مجلس ما باقی نمی گذارد که به بررسی قوانین مربوط به کودکان و نوجوانان بپردازند.آ..
    آفرين اصل مطلب بود اين جمله…
    خراب شه رو سر همشون كاشششششششششششششششش
    ===========================
    جیران:
    والا !!!
    آخیش.. حرف دل منو زدی!!! من داشتم خیلی با شخصیت مقاله می نوشتم نشد بگم!!!

  2. ميله بدون پرچم می‌گوید:

    برخي اخبار مربوط به شكنجه كودكان در خانه مو بر تن آدم راست مي كند
    مخصوصاٌ الان كه دوره كودك سالاريه چه احساس تبعيضي به اين كودكان دست مي ده در سالهاي آتي و چه تبعاتي خواهد داشت
    اين پناه شيشه اي احتياجي به سنگ ندارد … با يك نسيم مي شكند
    ==============================
    جیران:
    بله.. شکسته همین الان هم.. شکسته…

  3. محمود می‌گوید:

    خوب این همه لایحه قانون بالا که به درد نمی خوره
    پیشنهاد شما چیه
    متاسفانه اینها وجود داره ما هم که تا اخر عمر نمی تونیم فقط غر بزنیم
    چه باید کرد
    چه برنامه ای باید پیاده کرد که به قانون گذار فشار اورد قانون را اصلاح کنند
    البته میدونم حتما کارهایی کردید البته چون من تو جمعیت نیستم نمیدونم؟
    ==============================
    جیران:
    یکیش همینه که همین غرها رو تو نشریه مون چاپ کنیم تا بخونن!!!!

  4. محمود می‌گوید:

    پرهایمان کوچک است اما گشاده است تا انتها و زیاد است این بالهای کوچک و سفید است به پاکی تمام دلهای شکسته و گرم است که دلگرم می کند تمام کودکان دل شکسته را
    آرزویمان پرواز است نه برای خودمان بلکه پرواز کودکان رنجدیده به انتهای غم و شروع خوشبختی
    این شعر من برای جمعیت و بچه های جمعیت
    اسمش می ذارم پرستوهای خوشبختی
    ===================================
    جیران:
    🙂
    حیف که نمی تونه همه رو دلگرم کنه واقعا و حیف که باز هم به وجود میاد و هیچ پری هیچوقت به اندازه ی کافی گسترده نیست… و هیچ خوشبختی ای رو هم بهشون نمیده…

  5. سمیه می‌گوید:

    سلام جیران جون مدتی بود سر نزده بودم شرمنده رفیق
    میدونی
    در کنار اشتباهات فاحشی که در نوشتن قانون وجود داره
    ابزار اجرایی هم خیلی ضعیف عمل میکنه
    اینها تو اجرای قانون صحیحش موندن و بهونه دارن
    چه برسد به اینکه این قانون از بن و ریشه مشکل داره
    دیگه جایی برای بهانه باقی نمیذاره
    من واقعا موندم نویسندگان قانون مدنی چه کسانی هستند ؟؟؟؟؟
    یکبار این سوال به ذهنمام خطور کرده؟؟
    انگار ادم هایی از جنس این مردم نیستن
    یا کسانی هستن که نه در این جامعه و نه در بین این مردم بلکه در عالمی سیر و سلوک میکنن که ………..
    فکر میکنم این نویسندگان قانون ،صبح تا شب در اتاقی نشسته اند و برای مردمی قانون می نویسند که هرگز انها را ندیده و اصلا نمیدانن برای که و چه ؟نکارش می کنن
    فقط به انها می گویند بنویسید
    و انها هم
    می نویسند
    مثل یک ماشین نویس…!!!!
    همین
    یه همین سادگی قانون مدنی یک کشور نوشته شده و به تصویب مجلس و از انجا به نگهبان رسیده و سپس برای اجرا به مجریه و قضاییه ابلاغ می گردد
    چه ساده!!!!
    حالا شما بیایید بگویید مشکل وجودداره
    ای بابا
    همه چی ارومه…
    ============================
    جیران:
    دقیقا.. به همین مسخرگی و سادگی.. مثل یه فیلمکمدی تام وجری که همه چیز توش مسخره اتفاق می افته…

  6. ادی می‌گوید:

    کم
    پیدایی

    =========================
    جیران:
    نخیر نخیر تو کم پیدایی قرار شد آخر هفته با هم بریم نیومدین 😦
    دودره ها…
    😦
    حالا کی میای اونوریا..؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: