تلویزیون کودک… خیز و افتی شاید و شاید نه

اواخر دهه ی شصت.. تلویزیون را روشن می کنی. برنامه ی کودک پخش می کند. اتاق پر می شود؛ «ستاره آی ستاره، … وقتی که خواب نبودی.. بابامو تو ندیدی؟؟ … بابات پیش خدا رفت.. گریه نمی کنم من، که شاد نباشه دشمن»

اواخر دهه ی هشتاد.. تلویزیون را روشن می کنی. برنامه ی خردسالان پخش می کند. اتاق پر می شود؛ «خوب عموجون مرسی که زنگ زدی. روزه هاتو می گیری؟ مامانت گرفته؟ بابات گرفته؟»

سال هاست و هنوز تلویزیون رسالت خود را به خوبی انجام می دهد…

***

دوره ی کودکی و نوجوانی مقطعی بسیار حساس در زندگی انسان محسوب می شود و هر تراشی که به روح و روان کودک وارد شود دوباره پاک کردنش بسیار سخت خواهد بود. از این رو هرگونه آموزش و باوری که قرار است نسبت به جامعه صورت گیرد لاجرم باید پایه ی اولیه آن در دوران کودکی گذاشته شود. این مسئله ای ست که دست اندرکاران و برنامه ریزان تمام رسانه ها  به خوبی بدان آگاهند و از آن استفاده می کنند هرچند این تاییدی بر این نیست که این برنامه ریزی با سیاست گذاری های درست و قابل قبول انجام می شود..

تمام رسانه ها به نوعی و لزوما، درگیر مسائل کودک و نوجوان هستند هم از این نظر که کودکان و نوجوانان درصد بالایی از مخاطبان آنها را تشکیل می دهند و هم از این نظر که کودکان سرمایه و پایه ی آینده ی جامعه ی بشری هستند.اما در عمل چگونه است؟

سینما، کتاب، بازی ها، نشریات و وسایل کمک آموزشی کودکان و نوجوانان از جمله ی این رسانه ها هستند اما در عملکرد هرکدام که بنگریم می بینیم که مجال حرف بسیار است، تولید فیلم های مربوط به کودکان و نوجوانان در ده سال اخیر ناکافی بوده است.. در سال های هفتاد گذشته از تلویزیون تنها سینما بود که تقریبا بدون رقیب یکه تازی می کرد. چرا که جز ویدئو و کارتون های ویدئویی اندک آن دوره تفریح بصری دیگری برای کودکان موجود نبود. اما امروزه وجود کامپیوتر و انواع کارتون ها و تکامل سیستم های تصویری و گستردگی آن در جامعه دیگر سینمای کودک گاه حتی قادر به برگرداندن سرمایه ی اولیه نیست و در نتیجه در این سال ها جز تعداد معدودی طنزهای کم محتوا فیلمی که مناسب گروه سنی کودک باشد تهیه نشده است و همان ها هم بیشتر با نیت فروش گیشه تولید شده اند و عملا می توان نقش سینمای کودک ایران را در پرورش کودکان امروزی بسیار ناچیز شمرد. کتاب ها و نشریات کودک هم سطحی، نامتناسب با سطح کودک و توان کودکی و متاسفانه غیرفراگیر است.. در جامعه ای که سرانه ی مطالعه ی کتاب 30 دقیقه (1) است از کودکِ تازه توانِ خواندن آموخته چه توقعی می توان داشت؟ گذشته از اینکه بسیاری از کتاب ها و همین طور وسایل کمک آموزشی برای گروه خاصی طراحی شده اند و تمامی اقشار جامعه قابلیت استفاده از آنها را ندارند. بازی ها و وسایل بازی هم که معمولا بدون مطالعات روانشناختی کودک و صرفا با نیت فروش و سود اقتصادی تهیه می شوند و معدود که از این خاصیت مبرا هستند باز هم در دسترس همگان نیستند. به عبارتی گروه مورد هدف تمام آنها کودکان خانواده هایی ست که توان مالی فراهم آوردن آنها را دارند و اصلا پیش فرض ها و سخنان و تمام آنچه در آنها برای کودکان مطرح شده خطاب به کودکی ست که متعلق به قشر متوسط رو به بالای جامعه است.

در کل , اکثر این رسانه ها متعلق به بخش خصوصی هستند و در نتیجه در وهله ی اول با هدف سود اقتصادی فعالیت می کنند و همین مسئله موجب می شود که از پرداختن به کودکان مگر در نقاطی که این سرمایه گذاری سودبخش است خودداری کنند. اما در رابطه با تلویزیون مسئله متفاوت است..

تلویزیون به عنوان یکی از ارکان دولتی کشور باید هدف و نقش متفاوتی را به نسبت بقیه ی رسانه ها ایفا کند. تلویزیون بخش بسیار بزرگی از بودجه ی کشور به خود اختصاص می دهد و مسلما باید در راستای اهداف حاکمیت حرکت کند. و حتما در هر جامعه ای کودکان بخش مهمی از اهداف و برنامه ریزی ها را به خود اختصاص می دهند.

در دو دهه اولیه ی پس از انقلاب برنامه های شبکه ی کودک را کارتون های ساخت خارج و برنامه های عروسکی ساخت داخل تشکیل می داد و تلویزیون از کارتون های شخصیت محور که روند داستانی داشتند پر شده بود. سریال های کارتونی در اوج خود بودند و برنامه های عروسکی با شخصیت پردازی های دوست داشتنی محبوب کودکان بودند. اما طی دهه ی اخیر جای این برنامه ها را معدود کارتون ها و انیمیشن های هیجانی و متهورانه ی ساخت خارج و برنامه های مجری محور داخلی پر کرده است و انگار صدا و سیمای کودک دیگر چیزی برای عرضه به کودکان ندارد. به نظر می رسد عملکرد تلویزیون افت بسیاری داشته است. اما این مسئله سویه ی دیگری نیز دارد…

در آن سال ها کامپیوتر و اسباب بازی های آنچنانی وجود نداشت، کارتون های ویدئویی محدود بود و مراکز تفریحی متناسب با کودکان به قدری اندک بود که تلویزیون سهم بزرگی در سرگرمی کودک داشت. همچنین کشور در جنگ بود و در سال های پس از آن هم در حال بازسازی آسیب های جنگ، در نتیجه لزوم پرداختن به این شرایط و توجیه آن و همینطور پرورش نسلی که دچار نوستالژی آسیب های اجتماعی باشند، احساس می شد.

در نتیجه در کنار برنامه هایی که برای سرگرم کردن کودک بود و اوقات فراغت کودک را پر می کرد برنامه هایی عرضه می شد که دارای موضوعاتی بودند که با شرایط لازم ذهنی برای کودک آن روزها همخوانی داشت.. حتی گاهی غیر مستقیم.

کارتون هایی با کودکانی درگیر.. عمدتا تک والد یا با زندگی آشفته، تنها، و درگیر مسائلی که محیط زندگی به آنها عرضه می کرد و باید خود دست به کار می شدند.. بی نوایان، سارا کورو، بلفی و لی لی پیت، بل و سباستین، چوبین، بچه های کوهستان آلپ، دختری به نام نل، هاچ زنبور عسل، حنا دختری در مزرعه، علی کوچولو، خانواده ی دکتر ارنست، ماجراهای سندباد، کار و اندیشه، زنان کوچک و …

در کنار این، کارتون های عروسکی و معدود کارتون های ساخت داخل با تمرکز بر خانواده و تحکیم روابط خانوادگی پخش می شد. هادی و هدی که نمایانگر خانواده ای نمونه بودند، خونه ی مادر بزرگه، سمندون و ..

کم کم با به وجود آمدن تفریحات دیگر برای جامعه ی کودک، نقش تلویزیون در تفریحات کودک امروزی کمتر شد، هرچند این به معنی کمرنگ شدن نقش آن در زندگی آنها نیست.  مدل برنامه ها تغییر فاحشی کرد.. پخش کارتون های ساخت خارج به حداقل رسید (گذشته از مقوله ی تحریم ها) چرا که مفاهیمی که کودکان جهان امروز با آن روبرو و درگیر هستند مشترک با کودکان ما نیست و این برنامه ها دیگر انتقال دهنده و منعکس کننده ی هنجارها و ناهنجارهای مورد نظر جامعه ی ما نیستند. همچنین متاسفانه با گذشت سالیان دراز کشور ما هنوز در تولید و تهیه ی کارتون ها و انیمیشن ها، بسیار ضعیف عمل می کند. در واقع تولید سالی 200 ساعت (2) نمی تواند پاسخگوی شبکه های تلویزیونی کودک باشد. و کیفیت تولیدات داخلی هم در مقایسه با تولیدات خارجی چنگی به دل نمی زند و کودکان به خوبی متوجه این تفاوت ها می شوند. پس کارتون های این روزها یا ساخت خارج و با مصادیق تخیلی و هیجانی و درگیر کننده ی ذهن کودک هستند بدون اینکه شخصیت پردازی های واقع گرایانه داشته باشند و یا ساخت داخل با مضامین مذهبی که به جز ارائه ی مفاهیم انتخاب شده ی مذهبی و اجتماعی باری چیزی برای کودک ندارند. از آن طرف انواع بازی های کامپیوتری، اسباب بازی های متنوع و هجوم کارتون های ساخت خارج به شبکه های خانگی قسمت بزرگی از بار تلویزیون را به دوش کشیده  و در نتیجه ی وجود این جایگزین ، تلویزیون به جای برنامه ریزی برای ساخت و تلاش حداکثر برای تولید برنامه های ویژه ی کودکان از مجری های گوناگونی استفاده می گیرد که جایگزین شخصیت های محبوب کارتونی شده اند. عمو پورنگ، خاله سارا، خاله شادونه، خاله نرگس، عمو قناد، عمو نیما…چنانچه سه برنامه ی برتر بهار 89 از دید کودکان عمو پورنگ، گروه فیتیله و رنگین کمان بوده اند که هر سه برنامه ی اجرایی هستند (3). این مجریان بیشتر از پدر و مادر گاهی با کودک ارتباط برقرار می کنند چرا که همیشه روی خوش و زبان کودکانه دارند، کودک وقت بیشتری را به طور متمرکز با آنها می گذراند تا با والدینش و در نتیجه به راحتی با کودک ارتباط برقرار می کنند و پل ارتباطی بین کودک و مفاهیمی هستند که باید در شخصیت سازی کودکِ این جامعه نقش داشته باشد. مفاهیمی مثل تشویق کودک به اطلاع رسانی در صورت تخلف والدین، ایجاد فضای رقابت ناسالم، تشویق حرف شنوی، پررنگ کردن نظم اجتماعی برای کودکی که هنوز درگیر هضم نظم خانگی ست، باوراندن آموزه های مذهبی بدون ایجاد آگاهی و درک درست، پررنگ کردن توهم مبارزه و دشمن ستیزی … که قرار است ویژگی های نسل برخاسته از کودکان امروزی باشد.

***

مرور عملکرد تلویزیون در شبکه های کودک و نوجوان به خوبی نشان دهنده ی این است که شاید آنگونه که مردم از آن انتظار داشته اند کودک محور و برای کودکان عمل نکرده است اما همچنین تایید کننده ی  این است که اصولا رسانه ی تلویزیون دو نقش تاریخی را –در همه جای جهان حتی- داراست: توجیه عملکرد حاکمیت و ترویج و درونی سازی ایدئولوژی آن.

و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های آن حتی در حیطه ی کودک و نوجوان هم منطبق بر دو نقشی ست که برای آن نام بردیم..

سال هاست و  هنوز تلویزیون رسالت خود را به خوبی انجام می دهد…

.

 

(1) آذر 89، بهمن دری؛ معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

(2) شهریور 89، مهدي ارگاني؛ مدير اداره كل پويانمايي صبا

(3) مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوی اسلامی

جیران پیله وری

Advertisements
Comments
7 Responses to “تلویزیون کودک… خیز و افتی شاید و شاید نه”
  1. محمود می‌گوید:

    اصلا موضوع مقالت با متنی که نوشتی ونتیجه ای که گرفتی برام نامفهومه
    یک لحظه یاد بچگیامون میفتی یه لحظه یاد شخصیت پردازی تلویزیون در زمان کودکیمون و آخرش نمی فهمم چی شد
    اگه منظورت شخصیت پردازی ما کودکان 60تا65بود که الان چی شدیم
    یا کودکان الانه یا کلا بحث درباره اینه که دولتها با کارتوم ائدولوزیشون تو ذهن بچه ها میکنند یه چیز عادیه
    هم تو دولتها سوسیالیست هست هم دولتهای دموکراتیک لیبرالیست سرمایه داری هم تو دولتهای دیکتاتوری
    شاید اگه آخرش که چجوری میشه با اینها مقابله کرد بپردازی بهتره برای ماها که میخواییم یه زمانی در نزدیکی پدر مادر نسل جدید بشیم با یک عالمه برنامه ائدولوژی سازی
    تو را نمی دونم اما من تا تونستم این ائدولوژیهایی که تو زمان کودکی به حلقم دادم پردازش کنم و اصلاح برای پوشن انداختن پوستم کنده شد اونم تنهایی
    تو را نمیدونم
    اما راهش چیه همه مشکلات را میدونند اما راهی برای اصلاح بلد نیستن این یه وافعیته
    =========================================
    جیران:
    راستش من هیچ اصلاح ایدئولوژی ای در تو نمی بینم!! تو هم منطبق با همون آموزه هایی هستی که رسانه ها می خوان که در تو باشه.. اینا چنان عجین شدن با ذهن و روح ما که اصلاحشون به خیلی چیزا نیاز داره و یکیش هم توانایی درک و تحلیل درسته 🙂
    بیا و یه بار دیگه بخون مقاله رو!!
    و ضمنا، عزیز… تو خیلی پرت تر از این حرفایی که بتونم اینجا بنویسم.. و این از خط آخرت معلومه!!! خیلی خیلی پرت…

  2. ارین می‌گوید:

    ما که بچگیامون اون جوری بود و نمیدونستیم دوست دختر چیه و فحش چیه و سیگار واسمون غول ترسناکه بود که ادم بدا میکشیدن و این برنامه ها الان اینیم !
    حالا این نسل که بچه ها از 5 سالگی تو فکر مخ زدنن و فحشای کش دار میدن قراره به کجا برسن ؟
    اینم تلوزیونمون که تو برنامه کودکمون یه سری اراجیفو با هزار تا اسم میکنن تو مخ بچه ها !
    اون وقت قراره این بچه ها چی باشه تو مغزشون ؟ حسین یا دافی تو مهد کودکشون ؟
    زیاد ربطی نداشت ولی دلم مخواست بگم !:-؟؟
    ======================================
    جیران:
    نه خوب همه ی اینا که میگی هست… واقعا هست و خیلی هم برنامه ریزی شده…

  3. ميله بدون پرچم می‌گوید:

    سلام
    امان از اين اوقاتي كه اين برنامه هاي كودك فعلي مي رن تو فاز مذهبي!
    حال آدم دگرگون مي شود… هيچ خلاقيتي ندارند در اين مورد
    ==================================
    جیران:
    برای اینکه پروژه ی فعلی تلویزیون و کلا رسانه ها ترویج مذهبه. به همین راحتی..

  4. محمود می‌گوید:

    ما در یک چیز خیلی تفاهم داریم
    جفتمون منظور همدیگر را نمی فهمیم
    اما میگی پرتم از این موضوع خوب بی انصافی دیگه
    این که میگم راه حلش چیه پرت بودن نیست
    ((جایی که همه داد میزنن تو هم دادبزنی شاهکار نکردی اگه بتونی اونا را ساکت کنی کاری کردی))
    🙂
    ============================
    جیران:
    اولا که همه داد نمی زنن
    خود تو حتی زمزمه هم نمی کنی 🙂
    اتفاقا من جایی دارم داد می زنم که همه ساکتن و فریادها خیلی خیلی کمه..
    ضمنا، تو نمیگی راه حل هم بدین لطفا. تو فکر می کنی که موظفیم در پایان هر بحثی راه حل هم ارائه کنیم که سرش مفصل برات حرف زدم دیگه!!! ضمنا.. دوباره میگم همین جمله ت نشون میده که خیلی پرتی..

  5. محمود می‌گوید:

    ببین این یه ضرب المثله
    بعد در بحث لطفا التزامی نیست
    ولی منظورم ابن نیست که حتما راهکار بدید
    و اگه بدید بهتره چون راخکار شماها خیلی بهتره و مفیدتره هز دیگران چ.ن کار شما تخصصیه و باینجور چیزا آشنایی کامل دارین
    اینقدر هم اصرار نکن پرتم چون خودم این چیزیایی که میگم و میگی را کامل درک میکنم
    ==================================
    جیران:
    خوب قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود هم ضرب المثله
    تو نیکی می کن و در دجله انداز هم ضربالمثله
    خوب؟
    جای این ضرب المثل پس اینجا نبود..
    ضمنا.. تو به طعنه ازم راهکار خواستی و بحث رو بدون ارائه ی راهکار ناتموم دونستی..
    بعد هم شاید بدونی که کاملا خودت چی میگی ولی نمی دونی من کاملا چی میگم..
    ببین، این عملکرد رسانه ها در همه ی جوامعه و کلا راهکاری نداره. به همین راحتی..
    اما اگه منظورت اینه که راهکاری ارائه بدیم برای این سیاست ها و عملکرد تلویزیون کشور، دوباره و اگه لازم بشه هزارباره میگم که خیلی پرتی.

  6. محمود می‌گوید:

    fمن از چی پرتم چرا فکر میکنی با طعنه ازت راهکار خواستم من که کارتون و کلیتش را قبول دارم برای چی باید با طعنه و شادی باهات صحبت کنم
    نمی دونم این تفکر درست نیستم
    من اصلا قصدم کم کردن وبی ارزش کردن نظرت نبود تو نظر اول گفنم دوست ندارم نسل امروز و فرزتدان ما دچار دگرگونی نظریه ها نشن همین و همین
    وهمین
    ======================================
    جیران:
    فکر کنم تو کامنت خودت رو نخوندی و نمی دونی چی بود!! اصلا حتی به اصل و بیان مقاله هم گیر داده بوید چه برسه به آخر و عاقبتش!! بعد هم خوب دوست نداشته باش!! عجبا!!! من متوجه نمیشم دگرگونی نظریه ها یعنی چی.
    لطفا توضیح بده تا بعد سرش حرف بزنیم کنیم.

  7. محمود می‌گوید:

    باید
    بیشتر به آسمان ها فکر کنم
    همین طور به آب ها
    در رویاهایم
    موجی آبی جلو می آید و
    بعد به اعماق بر می گردد
    باید این دریا
    شکل بگیرد و
    من به آرامش برسم
    باید بیشتر به آبی ها فکر کنم
    ==========================
    جیران:
    🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: