ای من بمیرم…

ای منِ بدبخت 😦 ای منِ خر 😦 ای منِ بی عرضه ی دست و پا چلفتی 😦 ای منِ خنگ 😦
نفهمیدم چی کردم چطور شد که جمله هامو پاک کردم 😦 این جمله های روزانه ی من که می نویسم…. رسیدم به 150 اینا که دیدم 140 تاشو کشتم 😦 نمی فهمم کی چیکار کردم که جمله قبلیا پاک شده و الان مثه ابر بهار اشک می ریزم.. شریف باشین و اگه از اونا خونده بودین و چیزی یادتونه جمله هامو پس بنویسین برام 😦
ps: خیلی خیلی غصه می خورم
pss: واقعا خیلی خیلی غصه می خورم….

Advertisements
Comments
4 Responses to “ای من بمیرم…”
  1. افسانه می‌گوید:

    عزیزم
    انقدر غصه نخور
    اون جمله ها از کله ی خودت بیرون اومده بود خب، دوباره شروع کن به نوشتن فکر کن که یه کمد قدیمی رو تر تمیز کردی
    بیخیال شو
    22 یا 23 سالم بود حدود 4 ، 5 سال بود که هر دوستی که میومدد خونمون و تو اتاق من، یه چیزی روی دیوار اتاقم مینوشت گاهی هم خودم مینوشتم
    یه دیوار گنده داشتم با یه عالم دست خط متفاوت و دری وری یای باحال هیچوقت تمیزش نمیکردم تا اینکه یه سال عید مامانم از نبود من استفاده کرد و یه حال اساسی به دیوار داد وقتی دیدم اشکم در اومد شب که میخواستم بخوابم سفیدی دیواری که همیشه پر از خط و نوشته و رنگ بود توجهم رو جلب کرد احساس کردم دیوار تمام مدتی که من داشتم حسرت نوشته هام رو میخوردم از خوشحالی نمیدونسته چیکار کنه ! میدونی، انگار که از خفگی نجات پیدا کرده بود…. شایدم خودم … به هر حال گذشت
    –=========================================
    جیران:
    آؤه.. هوم… فقط خوب تودیوار جدید پیدا کردی من مجبورم از اول بنویسم.. ولی خوب آؤه… انقدر زنجموره نکنم بهتره… 🙂

  2. باران می‌گوید:

    ناراحتی نداره تو که اینهمه با انرژی هستی و انگیزه بهترشو بگو
    ====================================
    جیران: بله بله .. 🙂

  3. سپند می‌گوید:

    یه سری داستان کوتاه دارم

    به کسی نمیدم

    فقط گاهی واسه بعضی دوستام میخونمشون

    یه بار یکی گفت بده من ببرمش بخونم میارم

    گفتم تا حالا ندادم، اما اینبار این اشتباه رو میکنم و میدم، اما گفتم که دیگه ازش ندارم، همین یه نسخه ست و خیلی هم زیاد این داستان رو دوست دارم

    گذاشت توی کیفش. غروب توی یکی از فرعی های خیابون آزادی، یه موتور اومد و کیفش رو دزدید.

    وقتی بهم گفت، بهش گفتم:

    Shit
    =============================================
    جیران:
    وای…………….. وای……………… من حاضر بودم دو میلیون تا از جمله هام پاک می شد داستان کوتاهای تو نمی رفت.. هیچ خوشم نیومد…

  4. noiselesspider می‌گوید:

    take it easy jooonammm
    ================================
    جیران:
    هنوز نمی تونم 😦 خیلی غصه خوردم 🙂 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: