بیانیه جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان به مناسبت 1 می روز جهانی کارگر

اول ماه می –یازدهم اردی بهشت- روز جهانی کارگر گرامی باد!

جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان بنا به سنتِ همه ساله روز جهانی کارگر را گرامی داشته و تلاش می کند در حد توان و ظرفیت خود قدمی بردارد و از بستر پدید آمده در این روز جهت دفاع از مطالباتِ به حقِ زحمتکشان نهایت استفاده را ببرد.
کار کودکان پدیده ای منفرد و تک افتاده نیست. کودک کارگر رابینسون کروزئه یا موجودی نیست که در جزیره ی غارت شده گی و بی حقوقی تک افتاده باشد. پدیده ی ضد انسانی و دردآور کار کودکان ریشه در مناسبات اجتماعی- اقتصادی موجود دارد و لازمه ی حیات چنین مناسبات نابرابر و غیرعقلایی ای است. لذا هر حرکتِ اجتماعی ای که بخواهد مساله ی کار کودکان را به طور جدی حل و فصل نماید بایستی همین مناسباتِ ضد انسانی و سودمحور را هدف قرار داده و پی گیر مطالبات همه ی جنبش های مرتبط باشد. ما فعالان لغو کار کودک در جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان از این رو و هم چنین از آن جایی که عمده ی کودکان کارگر در خانواده های کارگری به دنیا آمده و خود نیز در بدنه ی سیستم اقتصادی موجود کارگر هستند و خواهند بود، روز جهانی کارگر را متعلق به خود دانسته و منافع جنبش لغو کار کودک را گره خورده و همسو با منافع جنبش های اجتماعی کارگران، زحمتکشان و ستم دیدگان جهان می داند. همه ی تیغ هایی که در سال های گذشته به پای جنبش کارگری فرورفته جنبش لغو کار کودک را نیز لنگانده و از نفس انداخته است. هر جا فعالان پی گیر و پیشروِ حوزه ی زنان را به بند کشیده اند، جنبش لغو کار کودک درد یکایک این بندها را بر تن خود احساس کرده و نمی توان کوچکترین ضربه ای را یافت که بر پیکر هر یک از این جنبش ها وارد آمده باشد و مدعی شد که این ضربه به جنبش لغو کار کودک بی ارتباط است. چنان چه لوایحی مانند توسعه ی مشاغل خانگی یا دورکاری، قانون حمایت از خانواده و پروژه ی حذف سوبسیدها اگر چه در نگاه اول مرتبط با کارگران و زنان هستند اما تاثیر مستقیم و فاجعه باری بر زندگی کودکان، بالاخص کودکان کار دارند. از این رو ما فعالان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان ضمن گرامیداشت این مناسبت، با تکیه بر تجربه ی چند ساله ی خود در راستای احقاق حقوق به غارت برده شده ی کودکان کار از فعالان این عرصه دعوت می کنیم تمام همت خود را معطوف به رصد وضعیت جنبش های متعلق به کارگران، زجمتکشان و ستم دیدگان نموده و توان عملی خود را در راه همگرایی هر چه بیشتر این جنبش ها مورد استفاده قرار دهند.
این همگرایی تنها در کلام و حرف نباید باشد. جنبش لغو کار کودک تمامی مطالبات جنبش های کارگران، زحمتکشان و ستم دیدگان را مطالبه ی خود دانسته و در نبردی پی گیر و مداوم برای دستیابی به یک یک شان توان عملی خود را به کار خواهد بست. چنان چه برای ما فعالان لغو کار کودک، مطالبات اساسی جنبش کارگران که قطعا در همین روز خجسته و از طریق تریبون های ایشان به گوش حاکمیت ها رسانیده خواهد شد مطالباتی اساسی، ارزنده و حیاتی است. ما فعالان لغو کار کودک نیز، خواهان بیمه ی تامین اجتماعی فراگیر، بیمه ی بیکاری، افزایش دستمزد، پایان بازیِ سیاه قراردادهای سفید امضا و خلع یدِ شرکت های پیمانکاری هستیم. ما فعالان لغو کار کودک تمامی مطالباتِ به حقِ تشکل های مستقل کارگری را پیش شرط اساسی لغو کار کودک و عین مطالبات جنبشِ لغو کار کودک می دانیم.
جمعیت دفاع مطالباتِ محوری جنبش لغو کار کودک را که پیش تر و در مناسبت های دیگر از طریق قطع نامه ها و بیانیه هایش تبیین نموده است پی خواهد گرفت. بر مبنای وضعیت کنونی جنبش لغو کار کودک، جمعیت دفاع در ادامه ی این بیانیه تلاش داشته تا بر مسایل روز و خطوط کلی حرکت جنبش دقیق شده و راه حل هایی برای جلوگیری از جمود و انحراف در جنبش ارائه دهد:
– ما معتقدیم باید در جهت اهداف و مطالبات مشخص حرکت کرد و از کلی گویی و شعار زدگی پرهیز کرد. اهداف و مطالبات مشخص توانایی این را دارند که فعالان را حول محوری مشخص و یگانه بسیج نموده و نیروی آن ها را بر دستیابی به این اهداف متمرکز نماید.
– نقد و بررسی لحظه به لحظه ی سرخط ها و مواضع جنبش. انتقاد و انتقاد از خود لازمه ی حفظ جنبش و فعالان جنبش در خط صحیح و اصولی است و معیار سنجش و مبنای حرکت جنبش بایستی همواره منافع کودکان باشد، نه سلیقه ی شخصی طیف های مختلف جنبش.
– استفاده از ظرفیت های اجتماعی موجود. ظرفیت های اجتماعی بسیاری توسط جریانات رفرمیستی در حال هدر شدن است و این جریانات نیرویی را که می تواند موجب تغییر بنیادین و برگشت ناپذیر در زندگی کودکان کار گردد دلخوشِ تغییر ظاهری در وضعیت یک یا چند کودکِ تحت پوشش سازمان های آقایان و خانم های ناجی می نماید.
– تمرکز بر سر مسایل اساسی کودکان. اگاه ساختن اکثریت جامعه نسبت به وضعیت کودکان تنها با رسانه ای شدن، تکثیر شدن و بمباران خبری جامعه امکان پذیر است و جنبش نمی تواند تنها با خودش دغدغه هایش را زمزمه نماید. فعالان لغو کار کودک بایستی توان خود را مصروف همه گیر کردنِ دغدغه ی کار کودکان نموده و بنگاه های خبری و گلوگاه های رسانه ای را قبضه نمایند.
– حمله به کیش شخصیت، دیگر ستیزی و سازش گری. سایه ی سنگین بسیاری از پدرخواندگان جنبش موجب گشته راهکارهایی پوسیده، رفرمیستی و مبتنی بر منافع فردی بر شانه ی جنبش سنگینی نمایند. سازمان هایی که به جای این که به نام خود خوانده شوند، به نام پدرخواندگان شان شناخته می شوند مثالی مناسب از این موارد هستند. دیگر ستیزی بیماری شایع میان فعالان جنبش گردیده است و هر سازمانی خود را تنها نماینده ی حقوق کودکان دانسته و نمی تواند حضور سازمان های دیگر را تحمل نماید. ریشه کن نشدن این بیماری جنبش را به جای فعالیت اثباتی به سمتِ نفیِ مداومِ دیگران کشانده و موجب خواهد شد سازمان ها به جای مبارزه برای لغو کار کودکان با یکدیگر مبارزه نمایند. سازشگری که یکی از اشکال منفعت طلبی است کار را به جایی رسانیده که پاره ای سازمان ها با مشوقان، مبلغان و ذی نفعان کار کودکان یا با سازمان هایی که به لحاظ ماهوی برای سرکوب هر حرکت اساسی در جهت بهبود شکل گرفته اند به جشن و پایکوبی مشترک پرداخته و سودِ حاصله از دزدیدن کودکی کودکان را با یکدیگر قسمت می نمایند. صفرهای سرسام آور بودجه های تصویب شده برای عروسک گردانی حل آسیب های اجتماعی اراده ی بسیاری از سازمان ها را سست کرده و موجب می شود تا به اشکالِ عجیبی از سازش تن دهند. ادامه ی این وضعیت جنبش را که در حال حاضر و با توجه به فشار و سرکوب بیرونی تنها نفس می کشد از همین علامت حیاتی نیز محروم نموده و از خط خود به کلی خارج خواهد ساخت.
– پرهیز از ویترین سازی و عملکرد خیریه ای. ویترین هایی که یک تا چند صد کودک کار حمام گرفته و خندان در آن به نمایش گذاشته می شوند بیش از آن که کمکی به کودکان کار باشد، نقش مسکنی را ایفا می کند که با هزینه ی کم بهشت، وجدان آرام و خواب راحت را برای فعالان ویترین به ارمغان می آورد و مسوولیت همین تعداد از کودکان را نیز از شانه ی حاکمیت بر می دارد. این ویترین های خوش آب و رنگ، علاوه بر این که کمکی به لغو کار کودکان به عنوان یک کل نمی نمایند برای کودکان تحت پوشش خود نیز قادر به انجام کار چندانی نیستند چرا که تغییر در وضعیت این کودکان بدون تغییر در مناسبات مادی و عینیت زندگی شان علاوه بر این که امکان پذیر نیست پارادوکسیکال و ویران کننده است. خیریه ها در عمل چون چرخ پنجم ماشین دولت عمل کرده و خود واضح است که نخواهند توانست راهی بگشایند.
– حمله به حاشیه های بی حد و حصری که گریبان جنبش را گرفته است. سلطه ی حاشیه های حاصل از مسایل و منافع شخصی یا گروهی و شبکه های قدرتی که در همین حاشیه ها قابلیت حیات دارند بر متن مساله ی لغو کار کودک جنبش را تضعیف نموده و موجب می شود جنبش نتواند مسیر خود را، آن گونه که باید انتخاب نماید.

به امید جهانی شایسته ی کودکان
جهانی بدون استثمارِ انسان
1 می 2011- یازدهم اردی بهشت 1390
جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

Advertisements
Comments
6 Responses to “بیانیه جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان به مناسبت 1 می روز جهانی کارگر”
  1. امیر می‌گوید:

    کارگر بودن به بار کشیدن نیست به مهارت در به کار بردن ماشین نیست ، کارگر بودن به برندگی و اثر بخشی است ، اثری که به جای می ماند نه تاثیری که بر جای می گذارد. اثری که انگشتان زمخت کارگر بر صورت سرمایه می نوازد و نه تاثیر اخراجی که بر زندگی کارگر می گذارد. کارگر بودن یعنی همین قدرت تسلیم سازی عنصر سخت و صلبی که به زور هیچ بازویی در هم نمی شکند مگر بازوی ورزیده ی کارگر.
    روزبه گیلاسیان

  2. م.بينا می‌گوید:

    نه! اين درد را پاياني نيست: درد فسيل وارگي كساني كه سقف آرزوهاي شان از حدود قرن هجدهم فراتر نمي رود…درد آناني كه براي بهبود وضعيت كنوني كودكان كار، جز به الغاي فوري وكامل تمامي اشكال كار كودك و جز به ظهور حضرت در همين جمعه ( و نه حتي جمعه بعد)، رضايت نمي دهند…درد سنگوارگي آنها كه توزيع كاندوم ميان دختران كودك روسپي را فقط ترفندي تسكيني از سوي امپرياليسم جهاني ( و لابد به سركردگي استكبار آمريكا) مي بينند…
    نه! : نه رنج كودكان كار را پاياني هست و نه درد بلاهت روشنفكران خوش قلب اما ساده انگاري كه به جاي مرهم گذاري بر زخم ها، به عبث در جستجوي اكسير جواني و كيمياي عمر جاويدان، چنان از كنار اين زخم ها، غفلت را امري مقدس مي انگارند… كه زخميان يكي پس از ديگري در برابر اين بلاهت جان مي سپارند… در آرزوي اينكه حضرت موعود ماركسيستي ايشان ،يك روز صبح بيايد و تمامي مناسبات نا عادلانه ي غير انساني را يكجا ملغا نمايد…و از پس براورده نشدن پياپي اين آرزو، تنها غروري كودن است كه از گريستن پرهيزت مي دهد…

  3. امیر می‌گوید:

    لطفا بساطِ تان را جمع کنید بروید کنار….انقلاب نزدیک است و دردها تمام شدنی.
    یک چیز هایی هست که بعضی ها نمی فهمند! نه؛ از درک آن عاجزند…
    دنیا ازدحام همین درد ها است همین دردها ست که ذهن هامان ما را دور از هم نگه داشته است میان ما دردها است و فاصله . میان ما ذهنیت هاست و تعبیرها. اقیانوس هایی مواج و پر از امواج بلند که فرسنگ ها جزیره های بودن هامان و با هم بودن هامان را فاصله انداخته است. دست ادراک تان به ما هم نمی رسد.شما ، ما را نمی فهمید. شما نمی فهمید این دردها را….
    اینها همه بلاهت است؟!!!!
    چه غربتی ما را در بر گرفته است. چه تنهاییم ما. چه تنهایی بی انتهایی ما را در نوردیده است.

  4. م.بينا می‌گوید:

    دريغا كه تنها ميراث حضرت ماركس(قدس سره) براي شما چيزي جز همين
    سانتي مانتاليسم انقلابي 200 ساله اش نيست كه بشريت بدبخت را با آن بارها
    از چاله به در آورده و به چاه انداخته ايد برادر!
    …ما كه از ابتداي تاريخ تا كنون بساطي نداشته ايم كه حالا به امر شما بخواهيم
    جمعش كنيم اما شما كه كاروبارتان و بساط تان با اين به قول خودتان انقلابي
    كه در راه است دارد سكه مي شود،شما چرا ديگر احساس تنهايي و غربت
    مي كنيد برادر!؟
    …بدبخت ملتي كه براي نجاتش به تفكر ماليخوليايي انقلاب روي بياورد.
    بدبخت تر ملتي كه موتور محركه ي ماليخولياي انقلابش به رهبري
    طبقه مقدس وقوم برگزيده ي پرولتاريا باشد : طبقه اي كه عقب افتاده ترين
    بخش فرهنگي جامعه و منحط ترين نظام اخلاقي را در زندگي روزمره ،
    نمايندگي مي كند.
    اما ملتي بدخت ترين است كه رهبري اين موتور منحط را بخواهد به حزب
    آوانگارد ماركسيست هاي سانتي مانتال بسپارد…

  5. امیر می‌گوید:

    جناب غار نشین چیزهایی که از خود و دیگران روی دیوار غار می بینید فقط سایه اند ، خیال و پندار اند. سایه ها تنها انعکاسات حقیقت اند بد نیست بلند شوید و به پشت سر خود نگاهی بیندازید تا حقیقت را کشف کنید….. شما در مسیر آزادی دچار تعصب بی جا شده اید و به کجی و و انحراف کشیده شده اید نمونه کوچک آن این است که با واکس زدن جملات دیگران می گویید: پرولتاریا عقب افتاده ترین بخش فرهنگی جامعه ودارای منحط ترین نظام اخلاقی جامعه است… پدر بنده کارگر هست یعنی جز همان دسته ای که شما آن را از لحاظ اخلاقی منحط می دانید حکما بنده را نیز حرام زاده می دانید. وا قعا برایتان متاسفم که این چنین به بی راه رفته اید.سخت پایبند تصورات کج و منحرف خویش شده ایدو نمی خواهید از آن غاری که که ساکن هستید بیرون بیایید….
    تا پیش از این می پنداشتم دعواهایی که در این یکی دو سال اخیر در فضای مجازی و حقیقی دیده ام (دعواهایی یکسره تقلیل پذیر به جنون ادواری و کینه توزی های مزمن) فارغ از بیکاری طرفین بخاطر زوال سیاسی و غیاب دوستی است ولی امروز فهمیدم این همه پرو پاچه همدیگر را گرفتن چنگ و دندان به هم نشان دادن توجیه فقدان اخلاق است. ضمنا من در کامنت شما مفاهیم علمی پیدا نکردم که پاسخ علمی بدهم. صرفا یک سری خزعبلاتی ست که سر هم کرده اید….

  6. جیران می‌گوید:

    عزیزان دعوا نکنین 🙂
    بیانیه ی یه سازمان مثه جمعیت دفاع باید دارای ویژگیایی باشه که این بیانیه به خوبی دارای اونا هست 🙂
    به همین سادگی 🙂
    و دیگه اینکه دو نفر که سال هاست با هم کار می کنن و هر دو یه مایه ی عقیده دارن تو یه بحث کمونیستی دعواشون میشه چه برسه به دو نفر غریبه که دوست مشترکی دارن و هر کدوم از این سه نفر به مدل خودشون فکر می کنن 🙂
    راستش امیر من هم اولین بار با این دوست عزیزمون دعوام شد تو وبلاگ یکی از بچه ها تا وقتی دیمشون.. هرچند فرصت صحبت دوباره ای نداشتیم 🙂
    خلاصه اینکه دعوا نکنین 🙂
    راستی امیر نمیای تهران؟ 😦 بیا بم سر بزن…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: