سفرنامه ی تبریز با نگاهی به شمال

بله بله.. من رفتم تبریز و شادم 🙂 راستش من رفتم شمال یه شنبه که دوشنبه بیام و خوب سه شنبه اومدم و اونجا کلی شادی کردیم و همین 🙂 به نظر میاد که جز شادی چیز دیگه ای نکردیم 🙂 همین 🙂 و اما خوب من چهارشنبه راه افتادم به سمت به تریز با … به خواندن ادامه دهید

من برگشتم :)

هاب.. من تک و تنها و یکاره رفتم مشهد و برگشتم 🙂 قبلِ رفتن خبر دادم به هرکی دیدم و به هرکی ندیدم هم نگفتم و اینجا هم ننوشتم که قرار بود اونجا اینترنت باشه ولی نبود و تموم شده بود و ولی خیلی خیلی بهم خوش گذشت و فک و فامیل کلی تحویلم گرفتن … به خواندن ادامه دهید

سفرنامه ی من !!!

آقا بالاخره من  به عبارتی دم صبح سه شنبه برگشتم تهران 🙂 ما 6 نفر جمعه آخرِ شب رفتیم شمال کمپینگ !!به مقصد  یه محلِی در بالای کوهِ مملو از گاوی به اسم عسل محله، نزدیکای تنکابن… صب رسیدیم لنگرود و بعد تنکابن و بعد عسل محله. اون وقت عین فلاکت زده ها 5 ساعت راه پیمایی … به خواندن ادامه دهید